تبليغاتX
همراه منتظر (موبایل اسلامی) همراه منتظر (موبایل اسلامی) بنیاد مجازی توسعه مدیریت ومهندسی علوی

 

السلام عليك يا امير المومنين (ع)





لازم به ذکر است گاهی اوقات تصاویر پخش نمی شوند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 2:49  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

ولادت و حسب و نسب

تربيت اوليه آن حضرت
على عليه السلام هنگام بعثت
نقش على عليه السلام در هجرت
خدمات نظامى على عليه السلام
غزوه أحزاب يا خندق
فتح مكه
نص بر امامت آنحضرت
رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم
غوغاى سقيفه
خلافت ابوبكر
شوراى شش نفرى عمر
نيازمندى خلفاء بوجود على عليه السلام
علل قتل عثمان
انتخاب بخلافت
جنگ جمل
جنگ صفين
معاويه كيست؟
حكميت و نتايج آن
جنگ نهروان

شهادت على عليه السلام

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 2:31  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

با عنایت به اینکه مدتهای مدیدی است بحث ادغام وزارت خانه های اقتصادی مطرح شده ودولت ومجلس با دیدگاههای مختلف به این موضوع نگاه می کنند ودر سالی هستیم که به فرمایش مقام عظمای ولایت حضرت ایت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی )با نام جهاد اقتصادی مزین است با دیدی کارشناسانه در راستای تحقق این امر مهم وعمل به سیاستهای کلان تایید شده توسط معظم اله در برنامه پنجم توسعه وچشمنداز ۲۰ ساله وعمل به سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی نیازمند یک حرکت جهادی در تحقق منویات مقام معظم رهبری با اصلاح همزمان ساختارها وکاهش تصدی دولت در امور اقتصادی ونیز تقویت بعد نظارتی وسیاست گذاری وبرنامه ریزی در امور مختلف صنعتی -کشاورزی وبازرگانی که به نوعی در ارتباط ودر هم تنیده هستند می باشد لذا با عنایت به موارد ذیل یشنهاد می گردد با جهشی مضاعف در اصلاح وبهبود روشها وطراحی فرآیندهای تسهیل یافته وبا در نظر گرفتن اصول قانون اساسی وسیاستها وبرنامه های کلان ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری در جهت تسریع در حرکت جهادی با ادغام وزارت جهاد کشاورزی -وزارت صنایع ومعادن -وزارت بازرگانی -وزارت امور اقتصادی ودارایی (بخش وحوزه سرمایه گذاری ونه حوزه دارایی )و حوزه های اقتصادی وسرمایه گذاری نهادهای انقلابی وسایر سازمانها وارگانهای دولتی وابسته به وزارتخانه ها ونهادهای عمومی- وزارتی سبک بال وصرفا بعنوان متولی برنامه ریزی وسیاست گذاری ونظارت عالیه تحت نام "وزارت جهاد اقتصادی "شکل یابد

۱- واگذاری شرکتها ونهادهای عملیاتی اجرایی وواگذاری مسئولیت آنها به بخش غیر دولتی وتعاونیها

۲- ایجاد وگسترش سازمانهای توسعه ای متولی هدایت وسرمایه گذاری عام در حوزه های پیشرفته اقتصادی وبخش های ریسک پذیر

۳- کاهش بروکراسی اداری وتشکیلاتی برای سرمایه گذاران در حوزه های مختلف وتحقق متولی ثابت

۴ -تحقق آمایش سرزمینی وعدالت در توسعه اقتصادی مناطق مختلف کشور

۴- توانمند سازی تشکیلات اقتصادی دولت جهت هدایت وراهنمایی سرمایه گذاران اقتصادی بخش های مختلف با انجام مطالعات فنی واقتصادی سرمایه گذاریها وتولید اطلاعات اقتصادی از بخشهای مختلف

۴- تحقق اصل ۴۴ قانون اساسی با سبک سازی بدنه دولت ووظیفه مند نمودن دولت برای هدایت -برنامه ریزی -سیاست گذاری ونظارت بر بخش غیر دولتی وفضای کسب وکار وایجاد بازارهای رقابتی

۵ - تسهیل سرمایه گذاریهای خارجی وکاهش زمان استعلامات وروان سازی خدمات سزمایه گذاری

۶- تعادل در بخشهای مختلف اقتصادی وحفظ وحراست از منابع مالی واعتباری ونیز رعایت بهتر موازین زیست محیطی وحراست از منابع طبیعی با برنامه ریزیهای جامعتر در توسعه ا قتصادی وسرمایه گذاری

قطعا ایجاد همچون وزارتخانه ای با مطالعه دقیقتر وبررسی ابعاد مختلف در جهت رسیدن به الگوی اسلامی -ایرانی یشرفت وعدالت  بسیار موثر بوده که در این اندک مجال فرصت طرح آن میسر نخواهد بود ونیازمند تدبیر وتفکر اندیشمندان وصاحبنظران امر می باشد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 3:18  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 

 فضایل اخلاقی  كارگزاران‌

(مجموعه‌ از چشم‌ انداز امام‌ علي (ع))

علي‌اكبر ذاكري‌

به‌ سفارش‌ كانون‌ انديشة‌ جوان‌

ناشر: مؤسسة‌ فرهنگي‌ دانش‌ و انديشة‌ معاصر

  گرايش‌ به‌ امور معنوي‌ و تقويت‌ بنيان‌هاي‌ عقيدتي‌، مانع‌ بسياري‌ ازانحرافات‌ است‌. كارگزار در نظام‌ اسلامي‌، افزون‌ بر اين‌ كه‌ خود، ارزش‌ها راپاس‌ مي‌دارد، بايد ديگران‌ را نيز به‌ اين‌ سَمْت‌ حركت‌ دهد. با توجه‌ به‌ سخنان‌امام‌ علي‌(ع) بيان‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ را در سه‌ محور پي‌مي‌گيريم‌:1.بنيان‌هاي‌ اخلاقي‌ كارگزاران‌؛ 2. اخلاق  فردي‌ كارگزاران‌؛ 3. سلوك‌اجتماعي‌ كارگزاران‌.

از آن‌ جا كه‌ قدرت‌ در بسياري‌ از موارد فسادآور است‌ و دوستي‌ مقام‌ ورياست‌، آخرين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از دل‌ مؤمنان‌ راستين‌ بيرون‌ مي‌رود، بخش‌فراواني‌ از فسادهاي‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ از مقام‌خواهي‌ و مال‌اندوزي‌ كارگزاران‌سرچشمه‌ مي‌گيرد.

حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

دوستي‌ مال‌، باعث‌ فتنه‌، و دوستي‌ رياست‌ اساس‌ محنت‌ها است‌.

اين‌ دوستي‌ها كه‌ از آن‌ها به‌ دوستي‌ دنيا تعبير مي‌شود، زمينه‌ فساد، ستم‌،جنايت‌ و گناه‌ را فراهم‌ مي‌سازد.

حضرت‌ مي‌فرمايد:

دوستي‌ دنيا، اساس‌ هر لغزشي‌ است‌.

چه‌ بسا افرادي‌ كه‌ در آغاز ورود به‌ كار سياسي‌، هيچ‌ گونه‌ نظري‌ به‌ مقام‌ ورياست‌ و مال‌اندوزي‌ نداشته‌ امّا با برخورداري‌ از امكانات‌ جديد اجتماعي‌ و رفاه‌اقتصادي‌ و اختيارات‌ گسترده‌، دچار آفت‌هاي‌ قدرت‌ مي‌شوند. فساد اداري‌،رشوه‌، رانت‌خواري‌، تضييق‌ حقوق‌ مردم‌، ستم‌ و... بخشي‌ از اين‌ آفات‌ قدرت‌ است‌.

در احاديث‌، حب‌ مقام‌ و مال‌ به‌ دو گرگي‌ تشبيه‌ شده‌اند كه‌ به‌ گله‌ بي‌چوپان‌حمله‌ كرده‌اند. و در حديثي‌ از پيامبر اكرم‌(ص) پيامد مال‌دوستي‌ و مقام‌دوستي‌، نفاق‌ دانسته‌ شده‌ است‌:

دوستي‌ مقام‌ و مال‌ در قلب‌ نفاق‌ مي‌روياند؛ آن‌گونه‌ كه‌ آب‌ باعث‌ رويش‌گياه‌ مي‌شود.

بر اساس‌ اين‌ سخن‌، دوستي‌ مال‌ و مقام‌، ايمان‌ انسان‌ را نابود مي‌كند و به‌همان‌ اندازه‌ در رفتار انسان‌ تأثير مخرب‌ دارد؛ از اين‌ رو براي‌ دوري‌كارگزاران‌ از آفت‌هاي‌ قدرت‌، بخش‌ پاياني‌ كتاب‌ به‌ آفت‌هاي‌ اخلاقي‌كارگزاران‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌.

 

1. بنيان‌هاي‌ اخلاقي‌ كارگزاران‌

مقصود از بنيان‌هاي‌ اخلاقي‌، دو دسته‌ از ارزش‌هاي‌ اعتقادي‌ و اخلاقي‌است‌ كه‌ در تكامل‌ شخصيتي‌ كارگزاران‌ تأثير دارد. دسته‌ نخست‌، بخشي‌
از گرايش‌هاي‌ معنوي‌ و ديني‌ است‌ كه‌ در عمل‌ و رفتار آنان‌ نقش‌ داشته‌ و
در سخنان‌ اميرمؤمنان‌(ع) نيز به‌ آن‌، اشاره‌ شده‌ است‌؛ مانند:
1. آخرت‌ گرايي‌؛ 2.خشيت‌ و ترس‌ از خدا؛ 3. عمل‌ به‌ كتاب‌ و سنت‌؛ 4.توجه‌ به‌ عبادات‌.

كارگزار بايد معنويات‌ را در درون‌ خود تقويت‌ كند ومحور كار خويش‌ راكتاب‌ و سنت‌ قرار دهد تا از خودكامگي‌، استبداد و ستم‌ دور بماند.

دسته‌ دوم‌، بخشي‌ از ويژگي‌ها و صفاتي‌ است‌ كه‌ پايه‌ و اساس‌ اخلاق  ورفتار كارگزار به‌ شمار مي‌رود؛ كه‌ عبارتند از: 1. تقوا؛ 2. امانت‌داري‌؛ 3. سياست‌،بصيرت‌ و آگاهي‌؛ 4. حق‌ گرايي‌؛ 5. عدل‌ گرايي‌؛ 6. اطاعت‌ از امام‌ و رهبر.

 

1 ـ تقوا

تقوا از «وقايه‌» گرفته‌ شده‌ و به‌ معناي‌ حفظ‌ كردن‌ خود از عملي‌ است‌ كه‌محذور شرعي‌ دارد، و خلاف‌ مي‌باشد؛ از اين‌ رو تقوا فقط‌ پرهيز از كار زشت‌نيست‌؛ بلكه‌ خصوصيتي‌ است‌ كه‌ هم‌ انسان‌ را از زشتي‌ها باز داشته‌ و هم‌ به‌ خيرو نيكي‌ دعوت‌ مي‌كند.

نخستين‌ سفارش‌ اميرمؤمنان‌(ع) به‌ كارگزاران‌ خود، تقوا است‌. در آغازعهدنامه‌ مالك‌ اشتر مي‌خوانيم‌:

او را فرمان‌ مي‌دهد به‌ تقواي‌ الاهي‌ و گزينش‌ طاعت‌ او و پيروي‌ آن‌ چه‌در كتاب‌ خود فرموده‌ از واجبات‌ و سنت‌هايش‌ كه‌ كسي‌ جز با پيروي‌ آن‌،راه‌ نيك‌ بختي‌ را نپويد و جز با انكار و تباه‌ كردن‌ آن‌، بدبخت‌ نشود.

آن‌ گاه‌ كه‌ امام‌ علي‌(ع) عبدالله بن‌ عباس‌ را بعد از جنگ‌ جمل‌ به‌ استانداري‌بصره‌ برگزيد، نخستين‌ سفارش‌ حضرت‌ به‌ او تقوا بود:

اي‌ پسر عباس‌ بر تو باد تقواي‌ الاهي‌.

آن‌ حضرت‌ در فرمان‌ انتصاب‌ محمدبن‌ ابي‌بكر به‌ حكومت‌ مصر، او رابه‌ تقواي‌ الاهي‌ توصيه‌ كرد و در نامه‌اي‌ كه‌ مدتي‌ بعد نوشت‌، او و مردم‌ مصررا مجدداً به‌ رعايت‌ تقوا سفارش‌ نمود.

در نهج‌ البلاغه‌ خطبه‌اي‌ به‌ نام‌ «متقين‌» آمده‌ كه‌ ويژگي‌ پارسايان‌ رابه‌طور مشروح‌ برشمرده‌ است‌. بنابراين‌، تقوا اساس‌ كار و زيربناي‌ فعاليت‌ها وتلاش‌هاي‌ كارگزاران‌ اسلامي‌ به‌شمار مي‌رود.

 

2 ـ 1. امانت‌داري‌

از ويژگي‌هاي‌ ضروري‌ كارگزار، امانت‌داري‌ است‌. كارمند بايد در انجام‌دادن‌ وظايفي‌ كه‌ بر عهده‌ دارد، بكوشد و از هرگونه‌ كوتاهي‌ و بي‌توجهي‌بپرهيزد. كارگزار، امانت‌دار خليفه‌ مسلمانان‌ است‌ و بايد پاسخ‌گوي‌ امام‌ خودباشد. از اين‌ جهت‌ در سخنان‌ امام‌ علي‌(ع) حكومت‌ به‌ امانت‌ تعبير شده‌ است‌.

حضرت‌ در گزينش‌ كاتبان‌ بر اين‌ نكته‌ تأكيد مي‌ورزد كه‌ نبايد انتخاب‌براساس‌ خوش‌ گماني‌ صرف‌ و ظاهر آراسته‌ آنان‌ باشد؛ زيرا كساني‌ كه‌ ظاهر رادر نظر مي‌گيرند، در بسياري‌ از موارد خيرخواه‌ نيستند. از اين‌ رو مي‌فرمايندآنان‌ را از دو راه‌ مي‌توان‌ شناخت‌:

نيكوكاري‌ و امانت‌داري‌ كه‌ نزد مردم‌ به‌ آن‌ شناخته‌ شده‌اند.

در نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ اشعث‌ بن‌ قيس‌، حاكم‌ آذربايجان‌ مي‌فرمايد:

كار تو برايت‌ طعمه‌ نيست‌؛ بلكه‌ امانتي‌ در گردن‌ تو است‌.

در نامه‌اي‌ به‌ ابن‌ عباس‌ كه‌ به‌ اختلاس‌ اموال‌ بصره‌ متهم‌ بود، مي‌گويد:

تو با اين‌ كارت‌ با امام‌ خويش‌ مخالفت‌ كرده‌، امانت‌ را از بين‌ بردي‌.

در نامه‌اي‌ ديگر به‌ وي‌ مي‌نويسد:

من‌ تو را در امانت‌ خود شريك‌ كردم‌.... و مطمئن‌تر از تو به‌ اداي‌امانت‌، نزد من‌ نبوده‌.

از اين‌ بخش‌ كلام‌ حضرت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ كارگزار، امانت‌دار رهبر وپيشواي‌ مسلمانان‌ بوده‌ و در برابر او پاسخگو است‌. در نامه‌اي‌ به‌ يكي‌ ازمأموران‌ جمع‌ آوري‌ زكات‌ او را از سستي‌ در اداي‌ امانت‌ نهي‌ مي‌كند، و درمقابل‌، از كارگزارش‌ در بحرين‌، به‌ سبب‌ حُسن‌ حكومت‌ و اداي‌ امانت‌ تجليل‌مي‌نمايد. و از آن‌جا كه‌ حكومت‌، امانت‌ است‌، شخصي‌ مانند معاويه‌ راشايسته‌ و امين‌ بر خون‌، احكام‌، ناموس‌ و اموال‌ مردم‌ نمي‌داند.

 

3 ـ 1. حق‌ گرايي‌

امام‌ علي‌(ع) در گفت‌وگويي‌ با ابن‌ عباس‌، هدف‌ خود را از پذيرش‌حكومت‌، برپايي‌ حق‌ مي‌داند و مي‌گويد:

حكومت‌ از اين‌ كفش‌ بي‌ارزش‌، براي‌ من‌ بي‌اهميت‌تر است‌؛ مگر اين‌كه‌ حقي‌ را به‌ پا دارم‌ يا باطلي‌ را دفع‌ كنم‌.

مراعات‌ حق‌ در مسائل‌ اقتصادي‌ نيز مانند ديگر حقوق‌ است‌. حضرت‌ به‌قيس‌ بن‌ سعد، استاندار آذربايجان‌ مي‌نويسد:

خراجت‌ را به‌ حق‌ بگير.

يعني‌ از آن‌چه‌ تعيين‌ شده‌، بيش‌تر و كم‌تر نگير و همين‌ سفارش‌ را به‌حذيفه‌، حاكم‌ مداين‌ دارد. در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر، وقتي‌ او را از همكاري‌ باهمكاران‌ حاكمان‌ فاسد پيشين‌ نهي‌ مي‌كند، دستور مي‌دهد كسي‌ را به‌ همكاري‌برگزيند كه‌ همواره‌ حق‌ را با وجود تلخي‌ آن‌ به‌ او يادآور شود.

همانطور كه‌ ملاحظه‌ مي‌شود در روايت‌ در مورد حق‌ لفظ‌ «مُر» به‌ كار رفته‌است‌. «مُر»، يعني‌ تلخي‌ و «مُر حق‌» به‌ معناي‌ تلخي‌ قانون‌ و حق‌ است‌؛ امّا بر اثركاربرد بسيار اكنون‌ مُر به‌ معناي‌ نص‌ قانون‌ به‌ كار مي‌رود؛ زيرا عمل‌ به‌ نص‌قانون‌ براي‌ بسياري‌ ناگوار و ناراحت‌ كننده‌ است‌. حاكم‌ بايد همكاراني‌ داشته‌باشد كه‌ حق‌ خدا و حقوق‌ مردم‌ را به‌ او يادآور شده‌ و او نيز از اين‌ يادآوري‌ناراحت‌ نشود؛ زيرا حقوق‌ مردم‌ و حق‌ الاهي‌ ثابت‌ است‌. البته‌ حقوق‌ مردم‌ دربسياري‌ موارد از جانب‌ خود آن‌ها قابل‌ اسقاط‌ و بخشش‌ است‌؛ ولي‌ حق‌خداوند پس‌ از اثبات‌ در محكمه‌ ، قابل‌ اسقاط‌ نيست‌؛ هرچند حقوق‌ الاهي‌ نيز اگردر محكمه‌ ثابت‌ نشود و شخص‌ توبه‌ كند، از طرف‌ خداوند قابل‌ گذشت‌ است‌.

 

4 ـ 1. عدل‌ گرايي‌

اجراي‌ عدالت‌ از وظايف‌ مهم‌ كارگزاران‌ حكومتي‌ است‌. شناخت‌ عدل‌ باعمل‌ به‌ حق‌ و قانون‌ شرع‌ و جلوگيري‌ از ستم‌ افراد به‌ يكديگر و كيفرمتجاوزان‌ به‌ حقوق‌ ديگران‌ ميسر مي‌شود. امام‌ علي‌(ع) هميشه‌ كارگزاران‌خود را به‌ اين‌ امر مهم‌ سفارش‌، و آنان‌ را به‌ عدل‌ و انصاف‌ فرا مي‌خواند. ازنظر حضرت‌، «بهترين‌ سياست‌ها عدل‌ است‌» و «شهره[به‌ چيزي‌] مانند عدل‌آباد نمي‌شود» و «عدل‌ حيات‌ احكام‌ است‌» و با عدالت‌، «قوام‌ و توانايي‌رعيت‌ حفظ‌ مي‌شود».

اينك‌ نمونه‌هايي‌ از سفارش‌هاي‌ حضرت‌ را در ضرورت‌ عدل‌گرايي‌ وعدالت‌گستري‌ نقل‌ مي‌كنيم‌:

1. در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر مي‌خوانيم‌:

بايد محبوب‌ترين‌ كارها نزد تو آن‌ باشد كه‌ به‌ حق‌ نزديك‌تر و عدل‌ درآن‌ گسترده‌تر است‌... آن‌چه‌ بيش‌تر از همه‌، ديده‌ كارگزاران‌ حكومت‌ راروشن‌ مي‌كند، برقراري‌ عدالت‌ در شهرها و پيدايش‌ دوستي‌ ميان‌ مردم‌است‌.

2. دومين‌ سفارش‌ امام‌ علي‌(ع) به‌ ابن‌ عباس‌، هنگام‌ گماردن‌ وي‌ به‌استانداري‌ بصره‌، پس‌ از دعوت‌ به‌ تقوا، برقراري‌ عدالت‌ ميان‌ مردم‌ است‌:

اي‌ فرزند عباس‌! بر تو باد تقواي‌ الاهي‌ و عدالت‌ در حق‌ِ كساني‌ كه‌ برآن‌ها حكومت‌ داده‌ شدي‌ و بايد با مردم‌ با چهره‌اي‌ باز روبه‌رو شوي‌ وآنان‌ را در مجلس‌ خود جاي‌ دهي‌ و با بردباري‌ با آنان‌ برخورد كني‌.

3. اميرمؤمنان‌(ع) نه‌ تنها كارگزاران‌ خود را به‌ عدل‌ با مردم‌ مسلمان‌ دعوت‌مي‌كرد، بلكه‌ از آنان‌ مي‌خواست‌ تا با غير مسلمان‌ نيز رفتاري‌ عادلانه‌ داشته‌باشند. در عهد نامه‌اي‌ كه‌ به‌ محمدبن‌ ابي‌بكر نوشته‌ است‌ مي‌خوانيم‌:

واو را فرمان‌ داد به‌ نرمي‌ با مسلمان‌ و خشونت‌ با تبه‌كار و عدل‌ با اهل‌ذمه‌ و انصاف‌ با ستم‌ ديده‌ و سخت‌گيري‌ بر ستم‌كار و گذشت‌ ازمردم‌.

4. از ديگر سفارش‌هاي‌ مهم‌ حضرت‌ به‌ مالك‌ اشتر، انصاف‌ داشتن‌ بامردم‌ است‌ و جالب‌ آن‌ كه‌ اميرمؤمنان‌(ع) قاضيان‌ را با عدل‌، و كارگزاران‌ را باانصاف‌ و مدارا مي‌ستايد؛ زيرا قاضي‌ هميشه‌ بايد حق‌ را در نظر بگيرد و به‌مقتضاي‌ عدل‌ عمل‌ و رفتار كرده‌ و حكم‌ دهد؛ اما كارگزار لازم‌ است‌ با انصاف‌و مدارا برخورد نمايد. انصاف‌ از «نصف‌» و به‌ معناي‌ رعايت‌ عدالت‌ است‌ ودر اين‌ تعبير، به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ شده‌ كه‌ حاكم‌ در برابر مردم‌ حقوقي‌ دارد ومردم‌ نيز از حقوقي‌ برخوردارند؛ زيرا حق‌ متقابل‌ است‌ و وي‌ بايد در اداي‌ حق‌مردم‌، جانب‌ انصاف‌ را در نظر گيرد و خود را برتر و شايسته‌تر از آنان‌ نداند وگاهي‌ لازم‌ است‌ با مدارا برخورد كرده‌ و در برابر مردم‌ و حقوق‌ آن‌ها، از خودگذشت‌ نشان‌ دهد.

 

5 ـ 1. اطاعت‌ از امام‌ و رهبري‌

پيش‌تر گفتيم‌ كه‌ كارگزاران‌، امانت‌دار حاكمند و طبيعي‌ است‌ كه‌ براي‌ اداي‌درست‌ اين‌ امانت‌ بايد از دستورهاي‌ امام‌ و رهبر پيروي‌ كنند؛ زيرا اوسياست‌هاي‌ كلي‌ نظام‌ اسلامي‌ را اعلام‌ مي‌كند و بسياري‌ از قوانين‌ ودستورالعمل‌هايي‌ كه‌ در جهت‌ بهسازي‌ وضعيت‌ اجتماعي‌ است‌، از طريق‌ وي‌ـ با واسطه‌ و بي‌واسطه‌ ـ اعلام‌ و بسياري‌ از رفتارهاي‌ اخلاقي‌ براساس‌ سياستي‌كه‌ از سوي‌ حاكم‌ تعيين‌ مي‌شود، اعمال‌ مي‌گردد. هنگامي‌ كه‌ ابن‌ عباس‌، رأيي‌مخالف‌ علي‌(ع) داشت‌، امام‌ به‌ وي‌ فرمود:

اين‌ وظيفه‌ تو است‌ كه‌ هنگام‌ مشورت‌ نظر خود را اعلام‌ داري‌؛ امّا اگربرخلاف‌ نظر تو عمل‌ كردم‌، بايد از دستورهاي‌ من‌ پيروي‌ كني‌.

 

2. رفتار فردي‌ كارگزاران‌

بخشي‌ از فضايل‌ اخلاقي‌ را كه‌ كارگزار بايد به‌ آن‌ آراسته‌ باشد، مي‌توان‌تحت‌  عنوان‌ اخلاق  فردي‌ بيان‌ كرد. مقصود از اخلاق  فردي‌ كارگزار اين‌نيست‌ كه‌ اين‌ ويژگي‌ها هيچ‌ گونه‌ ارتباطي‌ با مردم‌ ندارند؛ بلكه‌ به‌ اين‌ معنا است‌كه‌ اين‌ فضايل‌، خوي‌ و منش‌ كارگزار باشد؛ زيرا اگر شخص‌ خدمتگزار به‌ اين‌شايستگي‌هاي‌ اخلاقي‌ آراسته‌ نباشد، اين‌ نگراني‌ وجود دارد كه‌ هنگام‌ دردست‌ گرفتن‌ قدرت‌، كارگزار دچار مشكل‌ فساد اداري‌، استبداد، ستم‌ وسوءاستفاده‌ از قدرت‌ شده‌، به‌ جاي‌ خدمت‌ به‌ مردم‌، گرفتار گناه‌ گردد و دردراز مدت‌، نفس‌ وي‌ به‌ ستم‌ و زورگويي‌ عادت‌ كرده‌ و مردم‌ را ناراحت‌ وگرفتار سازد.

با اين‌ توضيح‌ به‌ نمونه‌هايي‌ از خصلت‌هاي‌ پسنديده‌ كارگزار در كلام‌ مولاعلي‌(ع) اشاره‌ مي‌كنيم‌:

 

1 ـ 2. فروتني‌

فروتني‌ از ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ اسلام‌ است‌ و تمام‌ افراد به‌ آن‌ سفارش‌شده‌اند؛ اما فروتني‌ مسؤولان‌ِ حكومت‌، اهميت‌ و ارزش‌ بيش‌تري‌ دارد.تواضع‌ افراد در برابر صاحبان‌ قدرت‌ و ثروت‌ پسنديده‌ نيست‌؛ ولي‌ تواضع‌صاحبان‌ قدرت‌ در برابر مردم‌ بسيار با ارزش‌ است‌. اين‌ گونه‌ تواضع‌ كه‌ به‌ آن‌سفارش‌ فراوان‌ شده‌، موجب‌ رفعت‌ و منزلت‌ كارگزاران‌ نزد خداوند شده‌ ونتيجه‌ و فايده‌ آن‌، ايجاد الفت‌ و محبوبيت‌ بين‌ آنان‌ و مردم‌ است‌.

در سخنان‌ امام‌ علي‌(ع) گاهي‌ از تركيب‌ «خفض‌ جناح‌» كه‌ به‌ بعضي‌ تواضع‌افراد بلند مرتبه‌ در برابر اشخاص‌ پايين‌تر از خود است‌، استفاده‌ شده‌ و درمواردي‌ واژه‌ تواضع‌ آمده‌ است‌. حضرت‌ در نامه‌ 46 و 27 نهج‌ البلاغه‌،كارگزاران‌ خود را به‌ خفض‌ جناح‌ در برابر مردم‌ و رعيت‌ سفارش‌ مي‌كند و درسخنان‌ خويش‌ در موارد گوناگون‌ بر رعايت‌ اين‌ نكته‌ درباره‌ طبقه‌ مستضعف‌تأكيد مي‌ورزد:

روي‌ خود را بر آنان‌ ]ضعيفان‌[ افروخته‌ مدار و براي‌ خدا تواضع‌ كن‌ تاخدايت‌ رفيع‌ و بلند گرداند و در برابر ناتوانان‌ فروتن‌ باش‌ و به‌ آن‌هابنما كه‌ در اين‌ كار بدان‌ها نيازمندي‌.

و در ادامه‌ به‌ مالك‌ سفارش‌ مي‌كند كه‌ براي‌ كار مردم‌ افرادي‌ از اهل‌خشيت‌ و تواضع‌ را برگزيند. همچنين‌ توصيه‌ مي‌كند كه‌ خود نيز بار عام‌ دهد تامردم‌ نيازهاي‌ خود را بيان‌ كنند و در اين‌ مجلس‌ عام‌ براي‌ خدا فروتني‌ كند ونيروهاي‌ نظامي‌ و انتظامي‌ را از خود دور سازد تا مردم‌ بدون‌ ترس‌ با وي‌ به‌گفت‌ و گو پردازند.

بخشي‌ از اوقات‌ خود را خاص‌ كساني‌ كن‌ كه‌ به‌ تو نياز دارند. خود رابراي‌ كار آنان‌ فارغ‌ دار و در مجلسي‌ عمومي‌ بنشين‌ و در آن‌ مجلس‌ دربرابر خدايي‌ كه‌ تو را آفريده‌، فروتن‌ باش‌.

فروتني‌ حاكم‌ در برابر مردم‌ زيبا است‌؛ اما در برابر ثروتمندان‌ وقدرتمندان‌ جامعه‌ روا نيست‌؛ زيرا از ديد حضرت‌، كسي‌ كه‌ در برابرثروتمندي‌ براي‌ ثروتش‌ تواضع‌ كند، يك‌ سوم‌ دين‌ خود را از دست‌ مي‌دهد.

 

2 ـ 2. پارسايي‌

پارسايي‌ (وَرَع‌َ) از فضايل‌ ارزشمند اخلاقي‌ براي‌ همه‌ از جمله‌ كارگزاران‌است‌، و در سالم‌سازي‌ فضاي‌ كار و جلوگيري‌ از فساد مالي‌، تبعيض‌ و اسراف‌آن‌ها تأثير بسيار دارد. اصل‌ وَرَع‌ را در لغت‌ خود نگهداري‌ از كارهاي‌ حرام‌دانسته‌اند كه‌ بعد به‌ استعاره‌ در خودداري‌ از كارهاي‌ حلال‌ و مباح‌ِ داراي‌ شبهه‌به‌ كار رفته‌ است‌. وَرَع‌ به‌ معناي‌ رها ساختن‌ حرام‌ و توقف‌ در برابر كارهايي‌است‌ كه‌ شبهه‌ حرمت‌ و اولويت‌ ترك‌ دارد؛ از اين‌ رو امام‌ علي‌(ع) وَرَع‌ را به‌زهد و مطلق‌ پرهيز تفسير كرده‌، درباره‌ زهد مي‌فرمايد:

پارسايي‌ هنگام‌ [مواجهه‌ با] حرام‌ها است‌.

توقف‌ هنگام‌ برخورد با شبهه‌ را از مصاديق‌ ورع‌ شمرده‌ و برترين‌پارسايي‌ دانسته‌ است‌. در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر، پارسايي‌ از شرايط‌كارگزاران‌ و قاضيان‌ ذكر شده‌ است‌؛ زيرا با اختياراتي‌ كه‌ حاكم‌ و قاضي‌دارد، امكان‌ توجيه‌ كارهاي‌ شبهه‌ناك‌ و اموال‌ مشكوك‌ فراوان‌ است‌ و وقتي‌مالك‌ را از همكاري‌ با كارگزاران‌ و حاكمان‌ فاسد پيشين‌ نهي‌ مي‌كند، وي‌ را به‌همكاري‌ با افراد پارسا و راستگو فرا مي‌خواند.

در نامه‌ خود به‌ عثمان‌ بن‌ حنيف‌، وي‌ را به‌ سبب‌ شركت‌ در يك‌ ميهماني‌اشرافي‌ شبهه‌ ناك‌ سرزنش‌ مي‌كند و تأكيد مي‌ورزد كه‌ همگان‌ در اين‌ اموربايد از امام‌ خود پيروي‌ و به‌ زندگي‌ ساده‌ وي‌ توجه‌ كنيد و از آن‌جا كه‌نمي‌توانيد مانند علي‌ باشيد، با ورع‌، تلاش‌، عفت‌ و عدالت‌خواهي‌ به‌ ياري‌علي‌ بشتابيد. امام‌ علي‌(ع) زماني‌ كه‌ يارانش‌ به‌ يورش‌ ضحاك‌ بن‌ قيس‌ وغارت‌ مردم‌ بي‌اعتنا مي‌مانند، غلفت‌ آنان‌ را در ترك‌ جهاد كه‌ گناه‌ است‌،برخاسته‌ از بي‌پروايي‌ و عدم‌ وَرَع‌ آن‌ها مي‌داند.

 

3 ـ 2. حلم‌ و شرح‌ صدر

بردباري‌ در برابر سخنان‌ ناآگاهانه‌ و رفتار نامناسب‌ ديگران‌ را مي‌توان‌حلم‌ ناميد. در تعريف‌ آن‌ گفته‌اند:

حلم‌ آن‌ است‌ كه‌ نفس‌ به‌ گونه‌اي‌ آرامش‌ داشته‌ باشد كه‌ غضب‌، آن‌ را به‌آساني‌ به‌ حركت‌ نياورد و هنگام‌ دريافت‌ آن‌چه‌ نمي‌پسندد، مضطرب‌ ونگران‌ نشود.

در كتاب‌هاي‌ اخلاق ، بيش‌ترين‌ كاربرد حلم‌ (بردباري‌)، هنگام‌ اظهارات‌ جاهلانه‌افراد دانسته‌ شده‌ است‌. بدين‌ جهت‌، علم‌ بي‌حلم‌ ارزش‌ ندارد و از نگاه‌ حضرت‌علي‌(ع) شجاع‌ترين‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ با بردباري‌ بر جهل‌ پيروز گردد. آن‌حضرت‌ حلم‌ را اصل‌ و اساس‌ رياست‌ مي‌داند و مي‌فرمايد:

حليم‌ كسي‌ است‌ كه‌ چون‌ آزار بيند، صبر كند و آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ وي‌ ستم‌شود، بگذرد.       
فايده‌ حلم‌، وفاق‌ و محبوبيت‌ است‌

از اين‌ رو كارگزار موفق‌ كسي‌ است‌ كه‌ در برابر اظهارات‌ افراد، غضبناك‌نشده‌ و تصميم‌ نابه‌جا نگيرد. بدين‌ سبب‌ بردباري‌ در كلام‌ علي‌(ع) از شرايط‌قاضي‌ دانسته‌ شده‌؛ البته‌ بردباري‌ در برابر گناهان‌ و خلاف‌ها ناپسند است‌ وخداوند چنين‌ انسان‌هاي‌ حليمي‌ را لعنت‌ مي‌كند.

شرح‌ صدر به‌ معناي‌ گشادگي‌ دل‌ و كنايه‌ از آمادگي‌ براي‌ پذيرش‌ حق‌است‌. همچنين‌ به‌ معناي‌ دلخوشي‌ به‌ چيزي‌ نيز مي‌آيد، و در برابر آن‌، ضيق‌قلب‌ قرار دارد كه‌ كنايه‌ از غم‌ و اندوه‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

گشادگي‌ سينه‌، وسيله‌ رياست‌ است‌.

تحمل‌ پذيرش‌ سخنان‌ ديگران‌ نشانه‌ سعه‌ صدر است‌ و دو چيز باعث‌ آن‌ مي‌شود:

1. ياد خدا:

ياد خدا سعه‌ صدر است‌.

2. قرائت‌ قرآن‌:

برترين‌ ذكر، قرآن‌ است‌ كه‌ سينه‌ها با آن‌ گشايش‌ مي‌يابد و نهان‌ دل‌هاروشن‌ مي‌شود.

 

4 ـ 2. سخاوت‌

ويژگي‌ بخشندگي‌ در كارگزار، وي‌ را به‌ سمت‌ كمك‌ به‌ مردم‌ سوق‌ داده‌ واز بُخل‌ و انباشت‌ دارايي‌ها به‌ بهانه‌هاي‌ واهي‌ و احتياط‌هاي‌ بي‌مورد بازمي‌دارد. امام‌ علي‌(ع) در نامه‌اي‌ به‌ مالك‌، بر سخاوت‌ و جوانمردي‌كارگزارانش‌ تأكيد دارد:

همواره‌ خود را متصل‌ گردان‌ به‌ كساني‌ كه‌ صاحب‌ فتوت‌ و مردانگي‌ و بانسب‌ هستند و از خانداني‌ پارسا و سابقتي‌ نيكو برخوردارند و نيز اهل‌بزرگواري‌، شجاعت‌، بخشندگي‌ و جوانمردي‌اند؛ چرا كه‌ اينان‌بزرگواري‌ را در خود فراهم‌ كرده‌ و نيكويي‌ها را گرد آورده‌اند.

حضرت‌ در ويژگي‌ها و شرايط‌ قاضي‌ نيز بر علم‌، حلم‌، پارسايي‌ وسخاوت‌ وي‌ تأكيد مي‌كند؛ زيرا انسان‌ بخشنده‌ كم‌تر در معرض‌ آفت‌ رشوه‌ وخلاف‌ قرار مي‌گيرد و با سخاوتي‌ كه‌ دارد مي‌تواند وابستگي‌ مالي‌ را از خوددور سازد. امام‌ درباره‌ ثمره‌ و نتايج‌ سخاوت‌ مي‌فرمايد:

بزرگان‌ بهشت‌، سخاوتمندان‌ و پرهيزگارانند.

 

5 ـ 2. شجاعت‌ و قاطعيت‌

شجاعت‌ از خصلت‌هاي‌ باارزش‌ و والاي‌ انساني‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از آن‌برخوردار باشد، عزيز مي‌شود. جامعه‌اي‌ كه‌ شجاع‌ باشد، زندگي‌ خود راآبرومندانه‌ و با عزت‌ مي‌گذراند. كسي‌ كه‌ با بسياري‌ از مسائل‌ امنيتي‌، نظامي‌ وتوطئه‌هاي‌ گوناگون‌ سر و كار دارد، بايد روحيه‌ شجاعت‌ و دلاوري‌ داشته‌ باشدتا بتواند جامعه‌ را اداره‌ كند و چنين‌ فردي‌ مي‌تواند در اجراي‌ احكام‌ اسلامي‌از خود قاطعيت‌ نشان‌ داده‌ و از كسي‌ نهراسد.

شجاعت‌ و بزرگواري‌ ارتشيان‌ يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ نيك‌ است‌؛ چنان‌ كه‌حضرت‌ علي‌(ع) در نامه‌ به‌ مالك‌ اشتر آن‌ را از شرايط‌ ارتشيان‌ برگزيده‌دانسته‌ است‌؛ زيرا از نظر وي‌، زكات‌ شجاعت‌، جهاد در راه‌ خدا و نتيجه‌ آن‌،غيرت‌ ديني‌ و آفت‌ آن‌، از دست‌ دادن‌ تصميم‌ است‌. بنابراين‌، انسان‌ شجاع‌مي‌تواند انساني‌ قاطع‌ باشد و در اجراي‌ قوانين‌ الاهي‌ قاطعيت‌ به‌ خرج‌ دهد.ازاين‌ نظر اميرمؤمنان‌(ع) بر قاطعيت‌ قاضي‌ در اجراي‌ احكام‌ الاهي‌ تأكيددارد:

آن‌ قاضي‌ را برگزين‌ كه‌ چون‌ حق‌ و حكم‌ روشن‌ شد، در داوري‌ بيش‌تراز همه‌ با قاطعيت‌ حكم‌ دهد؛ كسي‌ كه‌ ستايش‌ فراوان‌ وي‌ را به‌خودبيني‌ نكشاند و اغراق‌ گويي‌ ]در تعريف‌ از وي‌[ او را به‌ انحراف‌ ازحق‌ مايل‌ نسازد و گوش‌ به‌ تبليغ‌ ندهد.

افراد بسياري‌ بر اثر تبليغات‌ و شايعات‌، از اجراي‌ احكام‌ اسلام‌ دست‌برداشته‌ و اجراي‌ آن‌ احكام‌ را بر خلاف‌ مصلحت‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و در پي‌دارنده‌ مخالفت‌هاي‌ جهاني‌ مي‌دانند؛ امّا امام‌ علي‌(ع) همه‌ اين‌ مسائل‌ را دراجراي‌ احكام‌ ناديده‌ مي‌گرفت‌ و از پناه‌ بردن‌ يارانش‌ به‌ دربار معاويه‌ به‌ سبب‌گريز از مجازات‌ هراسي‌ نداشت‌؛ زيرا آنان‌ از هدايت‌ و حق‌، به‌ گمراهي‌ وجهل‌ پناه‌ برده‌ بودند.

 

6 ـ 2. زهد و ساده‌ زيستي‌

زهد يعني‌ عدم‌ علاقه‌ و وابستگي‌ به‌ دنيا، تأسف‌ نخوردن‌ بر از دست‌ دادن‌نعمات‌ مادي‌ و دنيايي‌ و شادنشدن‌ به‌ آن‌ چه‌ در آينده‌ به‌ دست‌ او مي‌آيد.زهد به‌ معناي‌ فقر و ناداري‌ نيست‌؛ بلكه‌ به‌ معناي‌ دل‌ نبستن‌ به‌ دنيا است‌. به‌ كسي‌زاهد گفته‌ مي‌شود كه‌ با امكان‌ استفاده‌ از نعمت‌هاي‌ دنيايي‌ و بهره‌مند شدن‌ ازآن‌، زهد بورزد. كارگزاري‌ كه‌ قدرت‌ و بيت‌ المال‌ را در اختيار دارد، زهدش‌باارزش‌ و سازنده‌ است‌. انسان‌ زاهد مي‌تواند با زندگي‌ ساده‌ براي‌ ديگران‌ الگوباشد. حضرت‌ علي‌(ع) با اين‌ كه‌ در رأس‌ حكومت‌ بود، زندگي‌ زاهدانه‌اي‌داشت‌ و هدايايي‌ را كه‌ برايش‌ مي‌آوردند، به‌ مردم‌ مي‌داد و مي‌گفت‌:

من‌ از دنياي‌ شما به‌ دو جامه‌ و دو قرص‌ نان‌ بسنده‌ كردم‌؛ در حالي‌ كه‌مي‌توانستم‌ غذاي‌ خود را از عسل‌ مصفا و مغز گندم‌ قرار دهم‌ و ازپارچه‌ ابريشم‌ استفاده‌ كنم‌.

آن‌ حضرت‌ هيچ‌ گاه‌ زهد را به‌ معناي‌ ترك‌ زندگي‌ و گوشه‌نشيني‌نمي‌دانست‌ و زماني‌ كه‌ عاصم‌ بن‌ زياد، زن‌ و فرزند خود را رها كرده‌ و به‌عبادت‌ پرداخته‌ و مدعي‌ شده‌ بود كه‌ به‌ اميرالمؤمنين‌(ع) اقتدا مي‌كند،حضرتش‌ به‌ او فرمود:

واي‌ بر تو! من‌ چون‌ تو نيستم‌؛ چرا كه‌ خداوند بر رهبران‌ حق‌ واجب‌كرده‌ خود را با مردم‌ تهيدست‌ برابر نهند تا تهيدست‌ را اندوه‌ فقرش‌ به‌هيجان‌ نياورد و هلاك‌ نسازد.

امام‌ علي‌(ع) زهد را ثمره‌ و نتيجه‌ يقين‌ مي‌داند و آن‌ را به‌ كوتاهي‌ آرزو،و شكر هنگام‌ نعمت‌ و پارسايي‌ در مواجهه‌ با حرام‌ تفسير كرده‌ است‌.حضرت‌ زهد را خوي‌ و خصلت‌ پرهيزگاران‌ و سجيه‌ توبه‌كنندگان‌ مي‌شمارد.كارگزاري‌ كه‌ زهدپيشه‌ باشد و در پي‌ تجملات‌ و زندگي‌ اشرافي‌ نرود، به‌خوبي‌ مي‌تواند از حقوق‌ مردم‌ دفاع‌ كرده‌ و در خدمت‌ آن‌ها باشد.

 

7 ـ 2. نظم‌

نظم‌، رمز توفيق‌ مدير است‌. مديري‌ كه‌ در كارهاي‌ خود نظم‌ نداشته‌ و كارها رابه‌ موقع‌ و در زمان‌ خود انجام‌ ندهد، پس‌ از مدتي‌ با انبوهي‌ از مشكلات‌،نابساماني‌ها و كارهاي‌ عقب‌ افتاده‌ روبه‌رو مي‌شود؛ اما انسان‌ منظم‌،هم‌ به‌ كارهاي‌روزانه‌ خود مي‌رسد وهم‌ با نظم‌ خود خشنودي‌ مراجعه‌ كنندگان‌ را فراهم‌مي‌سازد. اميرمؤمنان‌(ع) مالك‌ اشتر را به‌ نظم‌ دعوت‌ كرده‌ مي‌فرمايد:

كار هر روز را در همان‌ روز انجام‌ ده‌ كه‌ براي‌ هر روز كاري‌ مخصوص‌به‌ آن‌ است‌.

از واپسين‌ وصاياي‌ حضرت‌ به‌ فرزندانش‌ امام‌ حسن‌(ع) و امام‌ حسين‌(ع)،دعوت‌ به‌ نظم‌ است‌:

من‌ شما دو تا و تمام‌ فرزندان‌ و خاندان‌ خود و كسي‌ را كه‌ نامه‌ام‌ به‌ اوبرسد، به‌ تقواي‌ الاهي‌ و نظم‌ در كارها سفارش‌ مي‌كنم‌.

نظم‌ در كارها حكايت‌ از انسجام‌ عقل‌ و درايت‌ افراد دارد و اختلاف‌،كارهاي‌ منظم‌ و منسجم‌ را فاسد نموده‌ و از بين‌ مي‌برد.

 

3. سلوك‌ اجتماعي‌ كارگزاران‌

علم‌ اخلاق  از علومي‌ است‌ كه‌ در حوزه‌ آداب‌ و رسوم‌ به‌ مطالعه‌ در رفتارانساني‌ و ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ پرداخته‌ و با رهبري‌ حيات‌ انسان‌ها، روابط‌ ومناسبات‌ اعضاي‌ گوناگون‌ تشكيل‌دهنده‌ جامعه‌ را مورد توجه‌ قرار مي‌دهد.مقصود ما بخشي‌ از اين‌ رفتارها و ارزش‌هاي‌ اميرمؤمنان‌(ع) است‌ كه‌ به‌كارگزاران‌ خود در چگونگي‌ رفتار با مردم‌ سفارش‌ كرده‌ است‌. نتيجه‌ عمل‌ به‌اين‌ ارزش‌ها و رفتارهاي‌ اجتماعي‌ پسنديده‌، توفيق‌ كارگزار در وظيفه‌اي‌ است‌كه‌ به‌ عهده‌ دارد. برخورد نيك‌ و رفتار پسنديده‌ حاكم‌ با مردم‌ از تنش‌هاي‌اجتماعي‌ و نگراني‌هاي‌ مردم‌ كاسته‌ و آنان‌ را به‌ سمت‌ سالم‌سازي‌ ارتباط‌ خودبا حاكم‌ سوق‌ مي‌دهد. از طرف‌ ديگر، پايبندي‌ به‌ اين‌ ارزش‌ها و عمل‌ به‌ آن‌هاحاكم‌ را از استبداد، ستم‌، تكبر و ناآگاهي‌ از اوضاع‌ اجتماعي‌ و سياسي‌بازمي‌دارد و در مسير عمل‌ به‌ اهداف‌ و وظايف‌ حكومتي‌ قرار مي‌دهد.

 

1 ـ 3. رفق‌ و احسان‌

احسان‌ و نيكي‌ به‌ افراد شايسته‌ و صالح‌، موجب‌ تشويق‌ آنان‌ به‌ كارهاي‌پسنديده‌ شده‌ و سخت‌گيري‌ به‌ انسان‌هاي‌ شرور و فاسد، آنان‌ را از ادامه‌ خلاف‌باز مي‌دارد.

احسان‌ به‌ معناي‌ نيكي‌ به‌ كسي‌ است‌ كه‌ شايستگي‌ آن‌ را دارد، يا انجام‌اعمال‌، آن‌ گونه‌ كه‌ شايسته‌ است‌؛ مانند احسان‌ به‌ پدر و مادر كه‌ در قرآن‌آمده‌، يا احسان‌ به‌ خويشاوندان‌؛ چون‌ سزاوار آنند. احسان‌ حاكم‌ نيز بايد افرادصالح‌ را كه‌ شايسته‌ و سزاوار آن‌ هستند، دربرگيرد و اگر گاهي‌ درباره‌ ديگران‌سفارش‌ مي‌شود، به‌ معناي‌ بخشش‌ و سپاس‌گزاري‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) به‌كارگزاران‌ خود از جمله‌ قيس‌ بن‌ سعد، استاندار مصر، سفارش‌ مي‌كند كه‌ به‌نيكوكاران‌ احسان‌ نموده‌ و بر افراد مشكوك‌ سخت‌ بگيرد و با عموم‌ مردم‌ بامدارا برخورد كند.

گويا دستور حضرت‌ علي‌(ع) به‌ قيس‌، متناسب‌ با شرايط‌ اجتماعي‌ آن‌ زمان‌مختصر صادر شد كه‌ عده‌اي‌ نيك‌انديش‌ و گروهي‌ مخالف‌ و مرتبط‌ با معاويه‌ در آن‌سرزمين‌ وجود داشتند كه‌ از آن‌ها به‌ «مريب‌» (مشكوك‌) ياد شده‌ است‌.

رفق‌ را به‌ معناي‌ لطف‌ ـ و ضد عُنف‌ و اجبار ـ و نرمي‌ و لطافت‌ در انجام‌كارها دانسته‌اند. كارگزار اسلامي‌ لازم‌ است‌ با عموم‌ مردم‌ با تساهل‌ و مدارا ونرمي‌ رفتار كند. البته‌ اين‌ لطف‌ شامل‌ انسان‌هاي‌ «مشكوك‌» نمي‌شود.

اميرمؤمنان‌(ع) در مواردي‌ دستور مي‌دهد كه‌ شدت‌ را بايد با نرمي‌ و رفق‌همراه‌ ساخت‌.

شدت‌ را با مدارا درآميز و آن‌جا كه‌ رفق‌ مناسب‌تر است‌، مدارا كن‌.

مشابه‌ اين‌ سخن‌ حضرت‌ هنگام‌ اعزام‌ مالك‌ اشتر به‌ مصر نقل‌ شده‌ كه‌ مي‌فرمايد:

دركارهاي‌ مهم‌ خود از خداوند ياري‌ بخواه‌. شدت‌ را با نرمي‌ درآميز وآن‌ جا كه‌ رفق‌ و مدارا بهتر است‌، عزم‌ خود را بر شدت‌ و سخت‌گيري‌جزم‌ مكن‌؛ ال زماني‌ كه‌ جز شدت‌ چاره‌اي‌ نباشد.

اصل‌ نخستين‌ در رفتار مدير و كارگزار، رفق‌ و مدارا است‌ كه‌ نتيجه‌كاربردي‌ آن‌، توفيق‌ است‌. حضرت‌ مي‌فرمايد:

اصل‌ سياست‌، به‌كارگيري‌ رفق‌ است‌. 
رفق‌ و مدارا نيكو سياستي‌ است‌.

شدت‌ فقط‌ درباره‌ افراد مشكوك‌ اعمال‌ مي‌شود و در برخورد با ديگران‌اصل‌ بر مدارا است‌.

 

2 ـ 3. گذشت‌

مهرباني‌ با مردم‌ و برخورد پسنديده‌ با آن‌ها از دستورات‌ اميرمؤمنان‌(ع)است‌. چنان‌چه‌ افرادي‌ خطا و جرمي‌ مرتكب‌ شوند، در صورت‌ امكان‌ بايد ازلغزش‌ آنان‌ گذشت‌؛ زيرا گذشت‌ در موارد بسياري‌ در مقايسه‌ با كيفر ومجازات‌ تأثير بيش‌تري‌ در اصلاح‌ افراد دارد. امام‌ علي‌(ع) در نامه‌ خود به‌مالك‌ اشتر بر اين‌ نكته‌ تأكيد مي‌كند و مي‌فرمايد:

همان‌ گونه‌ كه‌ خود عفو خداوند را انتظار داري‌، از خطاي‌ مردم‌ در گذر.دل‌ خويش‌ را با مهر به‌ رعيت‌ سرشار ساز و به‌ آنان‌ محبت‌ و لطف‌ نما.براي‌ آن‌ها درنده‌اي‌ خونخوار مباش‌ كه‌ خوردنشان‌ را غنيمت‌ شماري‌؛چه‌ اين‌ كه‌ رعيت‌ دو دسته‌اند: يا برادر ديني‌ تواند يا در آفرينش‌ با توبرابرند كه‌ از آنان‌ لغزش‌ سر مي‌زند و دچار انحراف‌ مي‌شوند و خواسته‌و ناخواسته‌ دستشان‌ به‌ ناروا و خطا آلوده‌ مي‌گردد؛ پس‌ آنان‌ را موردعفو قرار ده‌، از گناهشان‌ در گذر؛ چنان‌ كه‌ دوست‌ داري‌ خدا بر توببخشايد و از گناهانت‌ درگذرد... بر بخشايش‌ پشيمان‌ مشو و بر كيفرشادي‌ مكن‌ و به‌ مجازات‌ كاري‌ كه‌ راه‌ حل‌ دارد، شتاب‌ منما.

عفو، گذشت‌ از خطا و گناه‌ است‌ و صفح‌، در كلام‌ حضرت‌ به‌ معناي‌گذشت‌ و اِعراض‌ از خطاها و كارهايي‌ است‌ كه‌ افراد در برخورد با حاكم‌ انجام‌داده‌اند؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ گويا اتفاقي‌ نيفتاده‌ است‌. در معناي‌ صفح‌ مي‌فرمايد:

صفح‌ آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ از آن‌ چه‌ عليه‌ او انجام‌ داده‌اند بگذرد و درباره‌چيزي‌ كه‌ او را غضبناك‌ مي‌كند بردباري‌ نشان‌ دهد.

اميرمؤمنان‌(ع) صفح‌ و گذشت‌ را از بهترين‌ خوي‌ها مي‌داند. و آن‌ رانمونه‌ عالي‌ بردباري‌ مي‌شناسد. و بردبار را كسي‌ مي‌داند كه‌ هنگام‌ توانايي‌عفو كند. از كلام‌ حضرت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ گذشت‌ِ از لغزش‌ از ارزش‌هاي‌اجتماعي‌ است‌. او بدترين‌ مردم‌ را كسي‌ مي‌داند كه‌ از لغزش‌ نگذرد و عيب‌هارا نپوشاند و عفو را هم‌ رديف‌ عدل‌ و زينت‌ِ سياست‌ مي‌داند:

زينت‌ِ سياست‌، عدل‌ در حكومت‌ و گذشت‌ هنگام‌ قدرت‌ است‌.

اميرمؤمنان‌(ع) گذشت‌، سخاوت‌، فروبردن‌ خشم‌ و بردباري‌ را از خوي‌ وعادات‌ بزرگان‌ مي‌شمارد. از سخن‌ حضرت‌ مي‌توان‌ استفاده‌ كرد كه‌ درمجازات‌ خطا كاران‌ نبايد شتاب‌ كرد و چنانچه‌ اظهار پشيماني‌ كردند، عذرآن‌ها پذيرفته‌ شود كه‌ اين‌ خود، زمينه‌ ايجاد كينه‌ را از بين‌ مي‌برد:

اي‌ مالك‌! گره‌هاي‌ هر كينه‌اي‌ را كه‌ از مردم‌ در دل‌ داري‌ بگشاي‌ ورشته‌ هر دشمني‌ و انتقام‌ را پاره‌ كن‌ و عذر را بپذير و حدود را در شبهه‌هاترك‌ و دفع‌ كن‌ و خود را از آن‌ چه‌ برايت‌ آشكار نيست‌، ناآگاه‌ گير.

پذيرش‌ عذر و سقوط‌ حدود شرعي‌ با شبهه‌، حكايت‌ از آن‌ دارد كه‌ عفودر حدود شرعي‌ نيز وجود دارد؛ يعني‌ تا زماني‌ كه‌ خلافي‌ اثبات‌ نشده‌. برابرضوابط‌ شرعي‌ حد آن‌ ساقط‌ مي‌شود و نبايد بر اثبات‌ جرم‌ اصرار داشت‌ و بايدعذرخواهي‌ افراد را پذيرفت‌.

حضرت‌ يك‌ مورد را از عفو استثنا كرده‌ و آن‌ در مورد كسي‌ است‌ كه‌ باآگاهي‌ و بصيرت‌ در پي‌ گناه‌ رفته‌ است‌:

گناه‌ كار آگاه‌، شايسته‌ عفو نيست‌.

 

3 ـ 3. توجه‌ به‌ نفع‌ عمومي‌

رفتار كارگزاران‌ نبايد به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ فقط‌ عده‌اي‌ خاص‌ بر گرد او جمع‌شده‌ و تنها در جذب‌ و حفظ‌ منافع‌ آن‌ها بكوشد؛ بلكه‌ بايد تلاش‌ نمايد تا عمل‌و رفتارش‌ تمام‌ مردم‌ را جذب‌ نموده‌ و در جهت‌ منافع‌ عمومي‌ مردم‌ حركت‌كند؛ زيرا خشنودي‌ جمعي‌ خاص‌، نارضايتي‌ عمومي‌ را در پي‌ دارد؛ امّارضايت‌ عمومي‌، ناخشنودي‌ خواص‌ را مي‌پوشاند. امام‌ علي‌(ع) تفاوت‌ اين‌دو رفتار و منش‌ را به‌ خوبي‌ تبيين‌ فرموده‌ است‌:

بايد محبوب‌ترين‌ كارها نزد تو آن‌ باشد كه‌ به‌ حق‌ نزديك‌تر و عدل‌ درآن‌ گسترده‌تر است‌ و خشنودي‌ رعيت‌ در آن‌ بيش‌تر تأمين‌ مي‌شود؛زيرا ناخشنودي‌ عامه‌ مردم‌، خشنودي‌ نزديكان‌ را بي‌اثر مي‌كند و خشم‌نزديكان‌ و خاصه‌، با رضايت‌ مردم‌، پوشيده‌ مي‌شود.

در تحف‌ العقول‌ در ادامه‌ سخنان‌ حضرت‌ آمده‌ است‌:

بايد تمام‌ توجه‌ به‌ عموم‌ مردم‌ باشد؛ و بر اموري‌ تكيه‌ كن‌ كه‌ منفعت‌ آن‌عمومي‌تر و خوش‌ سرانجام‌تر است‌.

ابوالحسن‌ عامري‌ سخني‌ را كه‌ از نهج‌ البلاغه‌ نقل‌ كرديم‌، در كتاب‌ خود،زير عنوان‌ «قانون‌ بزرگ‌ در سياست‌» گزارش‌ كرده‌ است‌.

اميرمؤمنان‌(ع) برترين‌ مردم‌ را كسي‌ مي‌داند كه‌ به‌ مردم‌ بيش‌تر نفع‌مي‌رساند. از ديد حضرت‌، محبوب‌ترين‌ افراد نزد كارگزاران‌ بايد كساني‌باشند كه‌ درجهت‌ منافع‌ مردم‌ كوشش‌ بيش‌تري‌ مي‌كنند و دورترين‌ مردم‌ نزدآن‌ها بايد كساني‌ باشند كه‌ عيوب‌ مردم‌ را مي‌جويند.

توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ ضرورت‌ دارد كه‌ جلب‌ رضايت‌ مردم‌ نبايد در جهت‌ گناه‌و برخلاف‌ دستور خدا باشد؛ زيرا چنين‌ جلب‌ نظري‌ مورد نظر شارع‌ نيست‌ وگناه‌ مردم‌ به‌ عهده‌ او خواهد بود.

چقدر بزرگ‌ است‌ گناه‌ كسي‌ كه‌ خشنودي‌ مخلوق‌ را با دشمني‌ خالق‌مي‌جويد.

رضايت‌ حق‌ هميشه‌ بايد بر رضايت‌ مردم‌ مقدم‌ شمرده‌ شود؛ زيرا كسب‌رضايت‌ حق‌، در نهايت‌، ستايش‌ و خشنودي‌ مردم‌ را در پي‌ خواهد داشت‌:

كسي‌ كه‌ در جست‌وجوي‌ رضايت‌ خدا با ناخشنودي‌ مردم‌ باشد،خداوند سرزنش‌ كنندگان‌ او را به‌ ستايش‌گران‌ تبديل‌ مي‌كند.

بنابراين‌، توجه‌ به‌ رضايت‌ مردم‌ و منافع‌ آن‌ها اصل‌ است‌؛ اما آن‌جا كه‌ برخلاف‌ دستور حق‌ باشد، بايد رضاي‌ خداوند را در نظر گرفت‌.

 

4 ـ 3. ارتباط‌ مستقيم‌ با مردم‌

ارتباط‌ مستقيم‌ با مردم‌، از رفتارهاي‌ پسنديده‌ حاكمان‌ مردمي‌ است‌.كارگزار اسلامي‌ در صورت‌ ارتباط‌ مستقيم‌ با مردم‌ مي‌تواند سخنان‌ آنان‌ راشنيده‌، از انتقادهاي‌ آن‌ها آگاه‌ شده‌، خواسته‌هاي‌ آن‌ها را دريابد و در رفع‌مشكلات‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ ايشان‌ بكوشد. نهان‌ شدن‌ از مردم‌، كارگزاراسلامي‌ را از بسياري‌ آگاهي‌ها بي‌نصيب‌ مي‌سازد. امام‌ علي‌(ع) مالك‌ اشتر رااز پنهان‌ شدن‌ از مردم‌ نهي‌ و ضررهاي‌ آن‌ را بيان‌ مي‌كند:

مبادا خويش‌ را فراوان‌ از رعيت‌ پنهان‌ كني‌ كه‌ پنهان‌ شدن‌ واليان‌ ازرعيت‌، نمونه‌اي‌ از تنگ‌ خويي‌ ]نامهرباني‌[ و كم‌ اطلاعي‌ در كارها است‌و نهان‌ شدن‌ از رعيت‌، واليان‌ را از دانستن‌ آن‌چه‌ بر آنان‌ پوشيده‌ است‌،باز مي‌دارد؛ پس‌ كار بزرگ‌ نزد آنان‌ خرد و كوچك‌ به‌ شمار مي‌آيد وكار كوچك‌ بزرگ‌ مي‌نمايد. زيبا، زشت‌، و زشت‌، زيبا مي‌شود و باطل‌به‌ لباس‌ حق‌ در مي‌آيد. همانا والي‌، انساني‌ است‌ ]مانند ديگران‌[ كه‌آن‌چه‌ را مردم‌ از او پوشيده‌ دارند، نداند. حق‌ را نشانه‌اي‌ نباشد تا بدان‌راست‌ از دروغ‌ شناخته‌ شود... . افزون‌ بر اين‌، بيش‌ترِ درخواست‌ها ونيازمندي‌هاي‌ مردم‌ بر تو هزينه‌ و رنجي‌ ندارد؛ چرا كه‌ شكايت‌ ازستمي‌ يا انصاف‌ خواستن‌ در معامله‌اي‌ است‌.

همچنين‌ آن‌ حضرت‌ مي‌فرمايد:

غيبت‌ خود را از رعيت‌ طولاني‌ مكن‌؛ چرا كه‌ آگاهي‌ات‌ به‌ كارهاي‌رعيتت‌ كم‌ مي‌شود.

هنگامي‌ كه‌ امام‌ علي‌(ع) به‌ شرح‌ كارهايي‌ مي‌پردازد كه‌ لازم‌ است‌ كارگزارو حاكم‌ به‌ طور مستقيم‌ در آن‌ دخالت‌ كند. قبل‌ از هر چيز رسيدگي‌ به‌ نيازهاي‌مردم‌ را باز مي‌گويد:

بدان‌ برخي‌ از كارها اموري‌ است‌ كه‌ فقط‌ بايد خود بدون‌ واسطه‌ آن‌ها راانجام‌ دهي‌: 1. برآوردن‌ نيازهاي‌ مردم‌ در آن‌ چه‌ برايشان‌ پديد آمده‌است‌. 2.دانستن‌ آن‌چه‌ به‌ بيت‌ المال‌ وارد و خارج‌ مي‌شود؛ 3. پاسخ‌دادن‌ به‌ كارگزاران‌ در آن‌چه‌ جايز نيست‌ كاتبان‌ و دفترداران‌ به‌ عهده‌گيرند.

مقصود از «قصص‌»، در حديث‌ فوق‌، حوادث‌ و مشكلات‌ مردم‌ است‌ كه‌براي‌ مردم‌ رخ‌ مي‌دهد. اميرمؤمنان‌(ع) براي‌ آگاهي‌ از مشكلات‌ مردم‌ اتاقي‌ رادر نظر گرفت‌ تا خواسته‌هاي‌ خود را نگاشته‌، در آن‌ جا قرار دهند. نام‌ اين‌ اتاق‌«بيت‌ القصص‌» بود كه‌ بعد به‌ «ديوان‌ مظالم‌» شهرت‌ يافت‌. اين‌ امر ازابتكارهاي‌ امام‌ علي‌(ع) شمرده‌ مي‌شود.

حضرت‌ در نامه‌ خود به‌ قُثَم‌ بن‌ عباس‌، استاندار مكه‌، مي‌فرمايد:

براي‌ ارتباط‌ با مردم‌، سفيري‌ جز زبانت‌ نبايد باشد؛

يعني‌ درباني‌ نداشته‌ باش‌ كه‌ مانع‌ ارتباط‌ مردم‌ شود. حضرت‌ به‌ مالك‌ نيزدستور مي‌دهد كه‌ براي‌ ارتباط‌ با مردم‌ بايد وقتي‌ را معين‌ كرده‌، بار عام‌ دهد ونگهبان‌ و محافظانش‌ نبايد مانع‌ حضور انسان‌هاي‌ ضعيف‌ شوند كه‌ از ترس‌آنان‌ مطالب‌ خود را مطرح‌ نسازند. لزوم‌ ارتباط‌ مستقيم‌ با مردم‌ به‌ اين‌ معنانيست‌ كه‌ حاكم‌ نبايد دربان‌ داشته‌ باشد تا هر وقت‌ اراده‌ كنند، به‌ اتاق‌ كار اوبيايند؛ بلكه‌ نظرات‌ حضرت‌ اين‌ است‌ كه‌ غيبت‌ و نهان‌ شدن‌، طولاني‌ نشود. درنقل‌ تحف‌ العقول‌، تعبير «لين‌ الحجاب‌» آمده‌ است‌؛ يعني‌ نهان‌ شدن‌ از مردم‌نبايد طولاني‌ باشد. حضور دربان‌ باعث‌ مي‌شود تا وقت‌ حاكم‌ در كارهاي‌اساسي‌ و مهم‌ صرف‌ شود و حتي‌ زماني‌ كه‌ اشعث‌ بن‌ قيس‌ مي‌خواست‌ به‌ زوروارد محل‌ كار امام‌ شود و قنبر، دربان‌ امام‌، مانع‌ شد، حضرت‌ از اين‌ برخورداشعث‌ به‌ شدت‌ ناراحت‌ شد و فرمود:

مرا با تو كاري‌ نيست‌.

 

5 ـ 3. خيرخواهي‌

از ويژگي‌هاي‌ شايسته‌ كارگزار، خيرخواهي‌ است‌. خيرخواهي‌ يعني‌ آن‌ چه‌را به‌ صلاح‌ مردم‌، كشور و اسلام‌ است‌، اجرا كند يا به‌ امام‌ و رهبر بگويد؛گرچه‌ برخلاف‌ نظر وي‌ باشد؛ از اين‌ رو در فرهنگ‌ سياسي‌ اسلام‌، ازخيرخواهي‌ به‌ «النصيحه‌ لائمه‌ المسلمين‌» تعبير مي‌شود. حضرت‌ امير(ع) درموارد گوناگون‌ به‌ اهميت‌ اين‌ موضوع‌ پرداخته‌ و بر آن‌ تأكيد فرموده‌ است‌.خيرخواهي‌ گستره‌ وسيعي‌ دارد: خيرخواهي‌ براي‌ خدا، يعني‌ اجراي‌دستورهاي‌ الاهي‌ و براي‌ رسول‌ خدا، يعني‌ اجراي‌ سنت‌ پيامبر، و خيرخواهي‌براي‌ حاكم‌ اسلامي‌، يعني‌ انجام‌ دادن‌ و بيان‌ آن‌ چه‌ به‌ مصلحت‌ است‌؛ چه‌ با نظرحاكم‌ موافق‌ باشد يا مخالف‌. در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر درباره‌ شرايط‌ وويژگي‌هاي‌ لشكريان‌ برگزيده‌، نخستين‌ نكته‌ را خيرخواهي‌ آن‌ها مي‌داند:

براي‌ فرماندهي‌ سپاه‌ خويش‌ كسي‌ را برگزين‌ كه‌ از همه‌ نزد تو به‌ خدا،پيامبرش‌ و امام‌ خيرخواه‌تر باشد.

حضرت‌ علي‌(ع) خيرخواهي‌ را از حقوق‌ متقابل‌ حاكم‌ و رعيت‌ مي‌شماردو در موردي‌ ديگر آن‌ را از وظايف‌ حاكم‌ مي‌داند:

همانا بر امام‌ نيست‌ جز آن‌ چه‌ از امر پروردگار به‌ عهده‌ او واگذار شده‌است‌ كوتاهي‌ نكردن‌ در موعظت‌ و كوشيدن‌ در خيرخواهي‌.

اميرمؤمنان‌(ع) در نامه‌ خود به‌ مالك‌ اشتر آن‌ گاه‌ كه‌ كارگزارِ نصيبين‌ بود،دستور داد تا فرد خيرخواهي‌ را به‌ جانشيني‌ خود برگزيند و زماني‌ كه‌ مالك‌را به‌ مصر روانه‌ كرد، در نامه‌ خود به‌ مردم‌ مصر، برخيرخواهي‌ مالك‌ اشترتأكيد ورزيد و در نامه‌ خود به‌ عبدالله بن‌ عباس‌، محمد بن‌ ابي‌بكر راخيرخواه‌ شمرد.

در برابر نصح‌ و خيرخواهي‌، غش‌ و ناخالصي‌ قرار دارد و غش‌ به‌ معناي‌خيانت‌ است‌؛ خيانتي‌ كه‌ به‌ آساني‌ قابل‌ درك‌ نباشد. يكي‌ از موارد خيرخواهي‌،هنگام‌ مشورت‌ است‌. امام‌ مي‌فرمايد:

مَن‌ْ نَصَح‌ُ مُسْتَشيره‌ُ صَلُح‌َ تَدْبيرُه‌ُو مَن‌ْ غَش‌َّ مُسْتَشيره‌ُ سُلِب‌َ تَدْبيرُه‌ُ.
كسي‌ كه‌ مشاور وي‌ خيرخواه‌ باشد، تدبير او نيكو شود و كسي‌ كه‌مشاور وي‌ غش‌ و خيانت‌ كند، تدبيرش‌ نابود گردد.

آن‌ حضرت‌ در سخني‌ ديگر مي‌فرمايد:

بهترين‌ برادران‌، خيرخواه‌ترين‌ آن‌ها، و بدترين‌ آن‌ها ناخالص‌ترين‌آن‌هايند.

و از آن‌ جا كه‌ خيرخواهي‌ به‌ معناي‌ بيان‌ ايرادها و نقدها نيز هست‌، بيان‌مي‌دارد كه‌:

تلخي‌ خيرخواهي‌، از شيريني‌ غش‌ و ناخالصي‌ بهتر است‌.

 

6 ـ 3. مشورت‌

از جمله‌ رمزهاي‌ توفيق‌ كارگزار، مشورت‌ در كارها است‌. در مشورت‌، ازانديشه‌، ابتكارها، پيشنهادها و راه‌ حل‌هاي‌ ديگران‌ استفاده‌ مي‌شود و موضوع‌از جهات‌ گوناگون‌ مورد نقد و بررسي‌ قرار مي‌گيرد. مشورت‌، بهره‌ بردن‌ ازهوش‌ و عقل‌ ديگران‌ و تجربه‌ آن‌ها و پشتيبان‌ حاكم‌ و كارگزار است‌ وموجب‌ هدايت‌ و راه‌ يابي‌ به‌ كار و تصميم‌ بايسته‌ مي‌شود و نتيجه‌ آن‌ افزون‌ برتصميم‌گيري‌ درست‌، شريك‌ ساختن‌ ديگران‌ در امور اجتماعي‌ و درگيركردن‌ آن‌ها با مشكلات‌ است‌. امام‌، مالك‌ اشتر را به‌ تبادل‌ نظر در اموراجتماعي‌ با دانشمندان‌ و جلسه‌هاي‌ مشورتي‌ با آنان‌ سفارش‌ مي‌كند:

با دانشمندان‌، فراوان‌ گفت‌وگو كن‌ و با حكيمان‌ سخن‌ فراوان‌ در ميان‌ نِه‌ْو درباره‌ آن‌ چه‌ كار شهرهايت‌ را استوار مي‌سازد و در برپا داشتن‌ آن‌چه‌ مردم‌ پيش‌ از تو به‌ پا داشته‌ و راست‌ و درست‌كار مانده‌اند، مذاكره‌نما.

حضرت‌ در خطبه‌اي‌ از حقوق‌ متقابل‌ حاكم‌ و مردم‌ سخن‌ مي‌گويد و برلزوم‌ ارائه‌ سخن‌ حق‌ و مشورت‌ عادلانه‌ تأكيد مي‌كند:

از گفتن‌ حق‌ يا رأي‌ زدن‌ در عدالت‌ باز نمانيد، كه‌ من‌ نه‌ برتر از آنم‌ كه‌خطا كنم‌، و نه‌ در كار خويش‌ از خطا ايمن‌ هستم‌؛ مگر كه‌ خدا مرا دركارِ نفس‌ كفايت‌ كند كه‌ از من‌ بر آن‌ تواناتر است‌.

امام‌ علي‌(ع) خود، مشاوراني‌ مانند، حسنين(ع) عبدالله بن‌ جعفر،عبدالله بن‌ عباس‌، مالك‌ اشتر و قيس‌ بن‌ سعد داشت‌ كه‌ از مشاوران‌ ناصح‌ وخيرخواه‌ ايشان‌ بودند.

امام‌ علي‌(ع) براي‌ مشاوران‌ شرايطي‌ قائل‌ است‌ و افراد را از مشورت‌باگروه‌هايي‌ خاص‌ نهي‌ مي‌كند؛ از جمله‌ مشورت‌ با  كساني‌ كه‌ از موضوع‌ موردنظر آگاهي‌ ندارند و نيز مشورت‌ با دشمن‌، زيرا از اخبار محدوده‌ حكومت‌آگاه‌ مي‌شود؛ البته‌ مشورت‌ با دشمن‌ عاقل‌ را بر دوست‌ نادان‌ ترجيح‌مي‌دهد. وي‌ از مشورت‌ با زن‌ها نيز نهي‌ مي‌كند؛ چون‌ در آن‌ دوران‌ زنان‌ ازمسائل‌ اجتماعي‌ به‌ دور بودند؛ اما مشورت‌ با زناني‌ را كه‌ داراي‌ كمال‌عقل‌ وتجربه‌ باشند، شايسته‌ مي‌داند:

از مشورت‌ با زنان‌ بر حذر باش‌؛ جز آن‌ كه‌ به‌ كمال‌ عقل‌ رسيده‌ و داراي‌تجربه‌ باشد.

همچنين‌ حضرت‌ از مشورت‌ با انسان‌هاي‌ بخيل‌، ترسو، حريص‌ ودروغگو بر حذر مي‌دارد. و به‌ مشورت‌ با انسان‌هاي‌ خردمند، آگاه‌ و داراي‌تجربه‌ خدا ترس‌، مشفق‌ و دورانديش‌ سفارش‌ مي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 1:21  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

 

زندگینامه: امام خمینی (1281-1368)
اندیشه > دین  - محمد معینی:
روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) 1321ق/ 1281ش، در خانواده‌ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود.

و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح‌الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه‌ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه‌ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزش‌های اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.

دوره اول (از 1281- 1300ش)

دوران کودکی و نوجوانی روح‌الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد. برخی از حوادث متأثرکننده این دوران مثل بمب‌باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (9-10 سالگی) با عنوان: غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست خطاب به ملت ایران:

هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش دستخوش نیکولاست

می‌توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح‌الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح‌الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع‌آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می‌شود که خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می‌کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می‌بیند.

  • تحصیلات روح‌الله

روح‌الله با بهره‌وری از استعداد فوق‌العاده، رشته‌های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت 6 سال جهش فوق‌العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد.

  • اولین خطابه رسمی روح‌الله

روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام 19 سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.

از قول روح‌الله نقل شده ... پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است. از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم ... و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد ... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.

دوره دوم زندگی روح‌الله (از 1300ش-1320)

این دوره از زندگی روح‌الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاست های دین‌زدایی رضاخان و تا 1320 ادامه دارد، در این دوره روح‌الله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی؛ هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تأسیس حکومت اسلامی در سال 57 نبود.

دوره سوم ( از 1320-1340)

این دوره از زندگی امام با 40 سالگی آغاز می‌شود و مصادف است با دو حادثه مهم، یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنابر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود. با همه کوشش ها و اقدامات روح‌الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله‌باری از تجربه دوران 20 ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه‌ای در 11 جمادی‌الثانی 1363ق/1323ش زمان مناسب قیام را یادآوری می‌کند: امروز، روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه‌گرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.

دوره چهارم زندگی امام (از 1340-1368)

این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می‌شود یکی رحلت آیت‌الله بروجردی (10 فروردین 1340) که ضایعه‌ای برای جهان اسلام و در عین حال رفع موانع برای دشمنان ایران و اسلام بود. دیگری رحلت آیت‌الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس که روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام می‌انداخت. همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم‌اندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریکا و اسرائیل و عوامل آنها را بر کلیه شئون مملکت فراهم می‌کرد.

در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین 1342 که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند. امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد : من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم. امام نطق تاریخی خود را در 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد. در شامگاه 14 خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. صبح 15 خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار یا مرگ یا خمینی به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست.

قیام (15 خرداد 42) علی‌الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در 56 روح تازه ای به جنبش دمید. چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام و روحانیت در 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام 19 دی ماه 1356 را به دنبال داشت.

مراسم چهلم شهدای 19 دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه 17 شهریور 57 منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد. مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت‌ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در 21 بهمن 57 با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت 24 ساعت مبارزه بی‌امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام 15 خرداد در شب 22 بهمن 57 به گوش رسید.[آشنایی با دهه فجر انقلاب اسلامی]

از صبحدم 22 بهمن تا 13 خرداد 1368(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد. این حوادث آن قدر گسترده بود که در این مختصر نمی‌گنجد، فقط در یک جمله می‌توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می‌توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه‌ها را خنثی کرد به گونه‌ای که ملت ایران، در سال 1368 در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از 11 سال تحمل سختی‌ها و مشکلات وداع می‌کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود.

[متن‌ کامل وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی] [اساس اندیشه امام در گفت‌وگو با

سید صادق طباطبایی] [ابعاد عرفانی و فلسفی اندیشه امام‌خمینی] [خمینی(ره) تجسم

زیباشناختی امامت شیعی] [هجرت تاریخی] [سیاست اخلاق‌گرا] [پایان افسانه جدایی

دین و سیاست] [صبر شرط رهبریست] [تصویری ناتمام از مردی تمام] [در حدیث دیگران]

[امام(ره) در حلقه حکمت خالده]

عشق و پایداری مردم عمیق‌تر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئه‌ها و حوادث پر ثبات‌تر از هر زمان دیگر بود. روانش شاد و راهش پر رهرو باد.

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 18:43  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

 

 زندگينامه

اشعار امام

مقالات

 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 18:25  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 
فضای کسب و کار از جمله شاخص‌های تعیین‌کننده وضعیت اقتصادی هر کشور است که با استناد به آن می‌توان به بررسی و تجزیه و تحلیل شرایط اقتصادی هر کشور پرداخت.

 تاثیر فضای کسب و کار مساعد بر افزایش جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی مشهود است. با وجود این، طی سال‌های پس از اعلام آمارهای جهانی از رتبه‌بندی فضای کسب و کار در کشورهای مختلف، دیدگاه‌های متفاوتی در زمینه جایگاه کشورمان مطرح می‌شود. گرچه تازه‌ترین رده‌بندی جهانی حاکی از بهبود فضای کسب و کار و ارتقای جایگاه کشورمان از رده 137 به 129 جهانی است، با این وجود هنوز هم بسیاری از فعالان اقتصادی به‌ویژه بخش‌های خصوصی و غیردولتی با انتقاد از وضعیت فضای کسب و کار بر تلاش حداکثری برای بهبود شرایط کسب و کار در کشورمان تاکید دارند. این شرایط موجب شده است تا اکنون بهبود فضای کسب و کار با توجه به چالش‌های پیش روی اقتصاد کشور به ضرورتی انکار‌ناپذیر تبدیل شود. با این وجود به‌نظر می‌رسد هنوز هم بسترهای مناسب برای ایجاد فضای امن سرمایه‌گذاری و کسب و کار در کشورمان چندان فراهم نبوده و برای رسیدن به جایگاه واقعی اقتصاد ایران در زمینه شاخص فضای کسب و کار، فراهم کردن برخی زیرساخت‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

شاید بتوان در تعریف فضای کسب و کار گفت، آن دسته از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی را که مدیران و مالکان بنگاه‌ها نمی‌توانند آنها را تغییر داده یا بهبود بخشند و خارج از اراده و اختیار آنهاست، فضای کسب و کار می‌گویند. شاخص فضای کسب و کار یکی از پارامترهای مهم برای جذب سرمایه خارجی و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران محسوب می‌شود. در فضای نامناسب کسب و کار، بخش خصوصی ناگزیر به سمت اقتصاد زیرزمینی غیرمولد و غیررسمی سوق پیدا می‌کند، رشوه و فساد افزایش می‌یابد و زد و بند و تبانی در قراردادها و مزایده‌ها و مناقصه‌ها و خریدهای دولتی فراگیر می‌شود.

هدف‌گذاری اسناد بالا‌دستی

براساس هدف‌گذاری سند چشم‌انداز، کشور ما باید در سال 1404 به قدرت اول اقتصادی- علمی کشورهای منطقه تبدیل شود. متأسفانه از زمان تصویب سند چشم‌انداز تا به امروز که 6سال از مهلت 20ساله مسئولان اجرایی کشور برای تحقق این هدف مقدس و البته دست‌یافتنی سپری شده است، به‌دلیل توسعه شتابان و چشمگیر سایر کشورهای منطقه وضعیت کشور ما در بسیاری از شاخص‌ها نسبت به زمان تصویب سند چشم‌انداز نه‌تنها ارتقا پیدا نکرده بلکه پس‌رفت هم داشته‌ است. رشد اقتصادی، نرخ اشتغال، درآمد سرانه، نرخ تورم و... در سال‌های اخیر گویای این واقعیت هستند، لذا حرکت در سال‌های باقیمانده برای جبران عقب‌ماندگی از مسابقه‌ای که با کشورهای منطقه داریم، بسیار سخت‌تر و ضرورتاً باید پرشتاب‌تر باشد. رسیدن به رشد اقتصادی 8درصد، تورم و بیکاری تک‌رقمی و... شاخص‌هایی برای دستیابی به اهداف ترسیم شده بود.

اهدافی که محقق نشده است

طی سال‌های اخیر نتوانستیم به رشد متوسط 8 درصدی و نرخ بیکاری تک‌رقمی برسیم و تراز تجاری نیز بهبود نیافت و رشد نقدینگی به جای مهار از 90 هزار میلیارد تومان سال 84 به 260 هزار میلیارد تومان رسیده است. همچنین میزان سرمایه خارجی به‌رغم مزیت‌های فراوان به‌ویژه در حوزه نفت و گاز در مقایسه با برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان با جذب 40میلیارد دلار و ترکیه با 27میلیارد دلار در حد پایینی قرار دارد و این در حالی است که فقط در بخش نفت و گاز کشور طی برنامه پنجم توسعه سالانه 50 میلیارد دلار و برای تحقق اهداف برنامه از جمله ایجاد حداقل یک میلیون شغل با درآمد کافی، سالانه 200میلیارد دلار سرمایه‌گذاری لازم است و در شرایط فعلی امکانات داخلی کمتر از نصف آن است. باید برای تامین کسری مورد نیاز علاوه بر اقدامات گسترده‌ای که در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل از یک سو و اصلاحات و تحولات به‌ویژه اقتصادی از جمله کوچک‌سازی‌ دولت، اجرای کامل قانون سیاست‌های اصل 44، توانمند‌سازی بخش خصوصی و خصوصی‌سازی‌ واقعی صورت گرفته، اقدامات دیگری مانند آزادسازی بازارهای کالا، خدمات، پول و سرمایه به عمل آید.

اصلاح زیر ساخت‌ها

اصلاح قوانین مربوط به بازار کار از جمله قانون کار و تامین اجتماعی، مالیات، تصویب قوانین پشتیبان مورد نیاز مخصوصا ساماندهی تعطیلات رسمی، قانون تجارت و به‌ویژه قانون بهبود فضای مساعد کسب و کار با شفافیت و صراحت تمام که از هرگونه برداشت سلیقه‌ای جلوگیری کند، گام‌های ضروری و مکمل اصلاحات مورد اشاره است. با توجه به ضرورت بهبود فضای کسب و کار و رابطه آن با روند توسعه‌خواهی، انجام اصلاحات لازم، از اولویت‌های کشور است. اگرچه سهم قوه مقننه در این حرکت مهم صرفاً پالایش قوانین و مقررات یا وضع قوانین جدید نیست بلکه نظارت بر اجرای قوانین و کنترل مسیر و نحوه حرکت و مقایسه مرحله‌ای میزان تحقق اهداف با برنامه مصوب و سند چشم‌انداز نیز فوق‌العاده مهم است.

قوه قضاییه علاوه بر حمایت قضایی از سرمایه‌گذاران باید از حقوق مالکیت به‌ویژه مالکیت معنوی حمایت کند و قوه مجریه هم باید در تطبیق نظام آموزشی کشور با نیازهای بازار کار نسبت به اصلاح نرخ ارز، تسهیل در دسترسی به تامین مالی، تثبیت رویه‌های اجرایی، کاهش دیوانسالاری، مبارزه با فساد اداری، مبارزه جدی با قاچاق کالا و اطلاع‌رسانی به‌روز و مناسب اقدام کند. در این صورت است که ارتقای رتبه 137فعلی ایران در میان 187کشور جهان امکان‌پذیر خواهد شد و رتبه رقابت‌پذیری اقتصاد که در حال حاضر پانزدهم در بین کشورهای منطقه است، بهبود خواهد یافت و راه برای جذب سرمایه خارجی و تحقق اهداف برنامه و سند چشم‌انداز هموار می‌شود. در غیر این صورت همان طور که در پایان برنامه چهارم مشخص شد، رشد اقتصادی به جای متوسط 8درصد کمتر از 3درصد محقق شد و ایجاد فرصت‌های شغلی به جای حداقل 800 هزار شغل به 300 هزار شغل پایدار هم نرسید. همچنین تراز تجاری نه‌تنها بهبود نیافت بلکه نسبت واردات رسمی به صادرات سه‌برابر و با احتساب قاچاق کالا 4برابر شد. در همین حال رشد نقدینگی نیز از 90 هزار میلیارد به 260 هزار میلیارد رسید تا در پایان برنامه پنجم، آیندگان با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه نباشند.

شاخص‌های تعیین رتبه و جایگاه ایران

عوامل مؤثر در تعیین رتبه فضای کسب و کار و رتبه ایران در هر کدام به شرح زیر است:
1- شاخص سهولت در شروع کسب و کار: رتبه 48 در میان 187 کشور جهان
2- شاخص سهولت در اخذ مجوزها: رتبه 165
3- شاخص اشتغال (ترکیبی): رتبه 147
4- شاخص ثبت اموال: رتبه 137
توضیح: برای ثبت اموال علاوه بر مراحل پیچیده اداری حداقل 10درصد ارزش اموال هزینه می‌شود.
5- اخذ تسهیلات و اعتبارات بانکی: رتبه 48
6- حمایت قضایی از سرمایه‌گذاران: رتبه 164
7- پرداخت مالیات: رتبه 117
توضیح: درصورت رعایت قوانین موجود مورد عمل 44 درصد درآمد موردی صرف مالیات می‌شود.
8- شاخص تجارت خارجی: رتبه 142
توضیح: متوسط مدت برای صدور کالا 26 روز و برای واردات 42 روز است، در حالی که در کشورهای همسایه 7روز است؛ علاوه بر مشکلات مربوط به تحریم‌ها و تنش‌های سیاسی و روابط خارجی و مبادلات بانکی که خود مزید بر علت است.
9- شاخص ضمانت اجرایی قراردادها: رتبه 65
10- شاخص سهولت در تعطیل کسب و کار (انحلال شرکت): رتبه 107
توضیح: حداقل 4/5 سال زمان و پرداخت 10 درصد از اموال شرکت لازمه انحلال یک بنگاه اقتصادی است.
11- شاخص دسترسی به انرژی.
اکنون براساس آخرین آمار منتشرشده بانک جهانی در سال 2010 رتبه شاخص کسب و کار کشورمان با 5پله ارتقا از 142 به 137 در میان 187 کشور جهان رسیده است.

* رئیس کمیسیون توسعه تجارت اتاق ایران

محسن بهرامی ارض اقدس
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 2:24  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

الف ) موانع و مشکلات سرمایه گذاری در شهرکها و نواحی صنعتی :

1- نبود اعتبارات کافی در تکمیل زیرساختهای مورد نیاز برای سرمایه گذاران به دلیل عدم کفاف اعتبارات استانی ( تملک رارائی های سرمایه ای ) و تامین منابع از محل حق انتفاع توسط واحدهای تولیدی و صنعتی مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی

2- سطح آگاهی و سواد سرمایه گذاران موجود در حفظ و نگهداری از منابع تامین شده و زیرساختهای آماده در شهرکها و نواحی صنعتی

3- نبود اعتبارات کافی در اعطای تسهیلات در قالب سرمایه ثابت و در گردش برای سرمایه گذاران در جهت تکمیل و به روز رسانی تکنولوژیهای موجود در واحدهای تولیدی و صنعتی استان

4- کمبود و ضعف و به عبارت دیگر نبود فرهنگ صنعتی و انگیزه کافی در سرمایه گذاران برای حضور موفق در بازارهای جهانی و رقابت ناپذیر بودن سرمایه گذاریهای استان به دلیل ضعف در توان مالی و علمی کارآفرینان

5- نبود مجموعه های مشاوره ای توانمند در جهت جلب مشارکت سرمایه گذاران در زمینه فعالیتهای آموزشی ؛ تحقیق و توسعه و انتقال و بروز رسانی تکنولوژیهای صنعتی

6- وجود موانع متعدد بیمه ای ؛ گمرکی ؛ مالیاتی که مانع ایجاد فضای مناسب کسب و کار برای فعالین حوزه صنعت و معدن میگردد .

7- وجود معارضین متعدد و ناکارآمدی حوزه های ثبتی و منابع طبیعی در اعطای زمینهای بلامعارض جهت ایجاد شهرکها و نواحی صنعتی استان ( بدلیل بافت کشاورزی استان و نیز وجود معارضین متعدد در اراضی ملی و منابع طبیعی )

8- وجود موانع متعدد تامین زیرساختهای اساسی در مناطق مختلف استان جهت انتخاب و مکان گزینی شهرکها و نواحی صنعتی اعم از آب ؛ برق ؛ گاز ؛ مخابرات ( نیاز به گسترش و توسعه خدمات از سوی شرکتهای خدمات رسان امری بسیار ضروری و الزامی و اصلی انکار ناپذیر است )

9- سرانه پس انداز کم و لزوم  حمایتهای مقامات کشوری و استانی در خصوص بهره مندی هر چه بیشتر شرکت شهرکهای صنعتی استان  از اعتبارات مناطق محروم در خصوص ایجاد و توسعه زیرساختها در شهرکها و نواحی صنعتی استان

10- نیازمندی به گسترش زیرساختهای ارتباطی و راههای مواصلاتی و سایر امکانات به منظور انتقال و تردد محصولات تولیدی استان به بازارهای مصرف و هدف

 ب )  پیشنهادات در جهت توسعه سرمایه گذاری در شهرکها و نواحی صنعتی استان :

1- افزایش اعتبارات در جهت تکمیل و توسعه زیرساختهای شهرکها و نواحی صنعتی استان از محل اعتبارات عمرانی استانی و ملی و سایر منابع موجود در اختیار استان

2- تصویب و پیگیری اخذ مصوبات از سفرهای استانی برای افزایش معافیت های مالیاتی ؛ بیمه ای ؛ گمرکی و نیز حق انتفاع برای سرمایه گذاران در شهرکها و نواحی صنعتی استان

3- جلب مشارکت های مردمی در قالب  استقراض و انتشار اوراق مشارکت و تامین منابع مالی به منظور تکمیل و توسعه شهرکها و نواحی صنعتی استان

4- تسهیل قوانین و مقررات لازمه به منظور خلع ید از سرمایه گذاران صنعتی که اقدام به بلوکه  نمودن زمینهای صنعتی آماده در شهرکها و نواحی صنعتی نموده اند .

5- جلب مشارکت ارگانهای مختلف خدمات رسان جهت وظیفه مند شدن به منظور گسترش خدمات درمانی ؛ ورزشی ؛ بیمه ای ؛ بانکی ؛ امنیتی ؛ انتظامی ؛ گمرکی و... در محدوده شهرکها و نواحی صنعتی استان

6- اتخاذ ابزارهای قانونی برای جلب مشارکت سرمایه گذاران غیرفعال جهت تحویل زمین و یا واگذاری به سرمایه گذاران فعال

7- گسترش امر مشاوره صنعتی و نیز اتخاذ تصمیم در مورد اعطای تسهیلات به متقاضیان دارای اهمیت و توانمند و برخوردار از دانش و فرهنگ صنعتی

8- معرفی سرمایه گذاریهای انجام یافته در شهرکها و نواحی صنعتی استان در عرصه جهانی برای جلب و جذب سرمایه گذاری های خارجی در قالبهای فرهنگی و هنری

9- جلب مشارکت بخش غیر دولتی در تکمیل شهرکها و نواحی صنعتی موجود و ایجاد شهرکهای صنعتی غیر دولتی ( خصوصی ) در سطح استان و زمینه سازی رقابت در این عرصه جدید

10- توسعه دانش و مهارت ایجاد و گسترش صنایع کوچک در سطح استان به شکل برگزاری دوره های آموزشی ؛ ارتقا سطح و کیفیت تورهای صنعتی ؛ ایجاد هسته های پژوهشی در دانشگاه ها و نیز  توسعه خوشه های صنعتی متعدد و مناسب بر اساس قابلیت ها و توانمندی های صنعتی استان

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 0:16  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 
کارت پستال ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) - روز زن - روز مادر
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 5:6  توسط امیر شهسوار جلاوت   | 

 

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید                                   نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس در او محبت زهرا نیست                              علامه اگر هست سلامش نکنید

این کوچه را خوب می‌شناسم. گام به گامش و قدم به قدمش را به یاد دارم. این دیوارهای ترک خورده، این خشت‌های بی رمق را بارها و بارها دیده‌ام. خوب گوش کن!. این ندای دل‌انگیز گامهای محمد (صلی الله علیه و آله) نیست که در گوش کهنه‌ی قصه‌های این کوچه مدام می‌پیچد؟!

او را ثانیه‌ها می‌ستایند و ذره ذره خاک پهنه هستی به تکرار خاطره قدمهایش تشنه است.

آری ای کوچه! تو هم به یاد داری … نه تو مثل ذهن تاریخ فراموشکار نیستی؟!! من می‌دانم. اما چرا ساکتی؟ چرا حرف نمی‌زنی؟ چرا از آن پدر مهربان که هر روز برای دیدن تنها ثمره عمرش، تنها یادگارش و تنها دخترش تو را می‌پیمود چیزی به زبان نمی‌آوری؟

مگر صدای او را نمی‌شنیدی که می‌گفت: فاطمه پاره تن من است. می‌دانم تو هم روزی را به شب نرساندی مگر این که او را می‌دیدی که نگران و مضطرب حال پاره تنش را از تو جویا می‌شد؟

چرا از من روی می‌گردانی؟ راستی چرا لبهایت را به افسوس می‌گزی؟ تو هم درست مثل من، زیر لب با خود می‌گویی که مگر او را مدام به این مردم سفارش نکرده بود؟ مگر نگفته بود که هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر کس رسول خدای را بیازارد، خدای را آزرده است.

اینان چه زود آیات کتاب خدا را فراموش کردند که «آنان که خدا و رسول را به عصیان و مخالفت، آزار و اذیت می‌کنند خدا آنها را در دنیا  و آخرت لعن کرده و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.»

باز که سکوت کرده‌ای؟ نکند که تو هم نمی‌خواهی حرفی بزنی؟ کمی دست نگهدار. صبر کن. وای خدای من بایست. این درِ خانه دختر رسول خدا نیست؟ اما چرا؟ چرا نیمه سوز است اینجا چه خبر بوده؟!

اینان چه زود آیات کتاب خدا را فراموش کردند که «آنان که خدا و رسول را به عصیان و مخالفت، آزار و اذیت می‌کنند خدا آنها را در دنیا  و آخرت لعن کرده و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.»

این در نیمه سوخته، این دیوارهای سیاه، این خانه اندوه گرفته، راوی کدام حکایت‌اند؟
راست بگو این مردم، شومی کدام نفرین را به جان و مال خود خریده‌اند؟

ای کوچه! حرف بزن. چرا حرف نمی‌زنی؟ این صدای غمبار و این ناله‌های جانسوز از خانه علی (علیه‌السلام) بلند است؟! باورم نیست مگر چه شده است؟ از آن روز برایم بگو! می‌دانم که برای تو هم سخت است اما از آن روز برایم بگو؛ راست می‌گویند که یاس را قربانی شومی و بی شرمی دنیا پرستیشان کردند؟!

باز که رویت را می‌پوشانی و سرت را پایین می‌اندازی؟… درون این بغض گرفته که هنوز هوای شکفتن ندارد چه چیزی پنهان است؟ می‌دانم، آری می‌دانم که تو هم طاقت نداری که آن واقعه‌ها را به یاد بیاوری. لازم نیست حرفی بزنی همه چیز را در چشمان تو به خوبی می‌بینم. دیگر لازم نیست چیزی بگویی:

جمعیت از طرف مسجد به سمت خانه علی(علیه‌السلام) در حرکت است تا شاید او را نیز مجبور کنند که به خواسته‌های پلیدشان تن در دهد. سراسر کوچه شلوغ شده و همه در جلوی خانه دختر رسول خدا تجمع کرده‌اند و روزهایی که او با احترام فراوان به  خانه وحی پای می‌گذاشت را گویی از یاد برده‌اند. سکوتی مبهم همه جا را فرا گرفته بود که به ناگاه صدایی از میان جمع به گوش می‌رسد:

«ای علی، باید از خانه بیرون بیایی و بیعت کنی وگرنه خانه تو را بر تو آتش می‌زنم!»

درست می‌شنوم؟! خانه را آتش می‌زنند؟! علی که به سفارش پیامبر خدا، کتاب خدا را که بر جریده‌های خرما و روی کتف‌های شتر نوشته شده است را جمع می‌کند خوب یادش هست که محمد (صلی الله علیه و آله) مدتها پیش او را از این حادثه خبر کرده بود و این که تنها و تنها باید صبر کند. صبر کند؟ اما چه کسی می‌تواند پرپر شدن سفیدی و زلالی و پاکی یاس را ببیند و دم بر نیارد جز علی؟!

“خدا لعنت کند قومی را که بیعت کردند و بیعت شکستند.”

اندکی گذشت، دوباره همان صدا به گوش رسید «هیزم‌ها را آتش بزنید» دود همه جا را فرا گرفت و زبانه‌های آتش وحشیانه خودشان را به اطراف در خانه دختر رسول رساندند و در هم ناچار شروع به سوختن کرد اما چه می‌بینم؟ او که انگار فرمان آتش زدن هیزمها آرامش نکرده بود به طرف در خانه می‌رود. نه صبر کن. سیاهی کدام واقعه را در سر می‌پرورانی؟

ای کوچه! حرف بزن. چرا حرف نمی‌زنی؟ این صدای غمبار و این ناله‌های جانسوز از خانه علی(علیه‌السلام) بلند است؟! باورم نیست مگر چه شده است؟ از آن روز برایم بگو! می‌دانم که برای تو هم سخت است اما از آن روز برایم بگو؛ راست می‌گویند که یاس را قربانی شومی و بی شرمی دنیا پرستیشان کردند؟!

نه! بایست؛ صبر کن؛ نزن؛ تو را به خدا صبر کن. آخر یاس سفید تحمل ماندن بین در و دیوار را ندارد. ناگاه صدای مهیبی به گوش می‌رسد. ضربت پای او در را به دیوار می‌کوبد و فاطمه(علیهاالسلام) بین در و دیوار … آه! آخر مگر او با شما چه کرده بود؟!

شرمتان باد! کودکی که در بطن او به این دنیا راه پیدا نکرد چه گناهی داشت؟!

گرچه می‌دانم که امویان و عباسیان سهم محسن او را از آن همه ضجر و عذاب و ماتم و غم و غصه‌ی خاندان آل رسول همین امروز پرداختند تا بعدها هم حسن را مسموم کنند و هم حسین (علیهماالسلام) را شهید.

“اینان رنگ سیاه فردایشان را همین امروز بر صفحه تاریخ کشیدند.”

ای کوچه حق داشتی که چیزی نگویی، چشمانت را ببندی و خیلی آهسته حلقه حلقه اشک بریزی. اما صبر کن! باز چه شده؟

باورم نیست مگر بس نبود آن همه رنج؟! درست می‌بینم. اینان تازیانه بدست گرفته‌اند؟ نه! تو را به خدا اندکی دست نگهدار، نمی‌دانی که هیچ کودکی تحمل دیدن نشستن ضربه‌های دردناک تازیانه را بر پیکر مادرش ندارد؟! بگذار بچه‌ها از خانه بیرون بیایند و این فضاحت‌های شما را نبینند.

صدای گریه کودکان از چه بلند است؟ چرا اینقدر مویه می‌کنند؟ چرا همه دور او را گرفته‌اند؟ آه آن وسط، او فاطمه نیست که دیگر قامتش خمیده و شمع وجودش قطره قطره می‌گرید و لحظه لحظه آب می‌شود؟

یکی به صورت نیلی مادر دست می‌کشد، یکی پهلوی شکسته او را نوازش می‌کند و دیگری آرام آرام بر تازیانه‌های بازوی او می‌گرید. او را دیگر یارای ایستادن نیست. ناگهان صدایی رنجور و لرزان. آرام و بریده بریده که دیگر رمقی برایش نمانده به گوش می‌رسد.

صدا، صدای مبارک خود اوست که دیگر به سختی شنیده می‌شود:
یا رسول الله ماذا لقینا بعدک؟ ای رسول خدا بعد تو با ما چه کردند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:22  توسط امیر شهسوار جلاوت   |