اولين ويژگي، اعتماد به نفس

اعتماد به نفس خصيصه اي است كه هم بايد در درون مدير وجود داشته باشد و هم در بيرون و در رفتار او متجلي شود. هر كس مايل است افرادي شبيه به خودش را براي همكاري برگزيند. مدير فاقد اعتماد به نفس، با روحيه متزلزل خود گرايش دارد كه افراد بدون اعتماد به نفس را به سوي خويش جلب كند و با قرار گرفتن در محاصره اين گونه افراد، تزلزل خود را پنهان سازد. مديران تقريبا" كامل و داراي اعتماد به نفس، افرادي را كه فاقد اعتماد به نفس هستند و موجب بروز مشكلات براي خودشان و سازمانشان مي شوند، مي شناسند و از وجود آن ها براي همكاري استفاده نمي كنند.

دومين ويژگي، كنترل طرز برخورد

كنترل طرز برخورد، يعني كنترل هيجانات و فكر كردن در جريان عمل، نه فقط واكنش غيرارادي در برابر اتفاقات، طرز برخورد، در وجنات ظاهري، آهنگ صدا، حالت بدن، دست دادن، دست نوشته پيام تلفني ، تصميم گيري، تفويض اختيار، مديريت، رهبري و ديگر مشخصات شخص، نمود پيدا مي كند و از او به ديگران انتقال مي يابد.

سومين ويژگي، پافشاري

ضروري ترين عامل موفقيت يك مدير، پافشاري، پشتكار، توانايي بازگشت و پذيرش مسئوليت است. پافشاري يعني رها نكردن كار هنگامي كه همه مي گويند بايد رها كرد و ادامه دادن راه، حتي اگر در دل احساس كنيد كه ممكن است شما را به عقب هل دهند يا مسافرتتان آهسته تر از آنچه فكر مي كرديد، جريان يابد. همه خواهان رهبران با اراده هستند. پافشاري لجاجت نيست كه تا سطح حماقت بالا رود تعهد به نتيجه است، صرف نظر از آنچه كه بايد در طول مسير تحمل شود. البته بايد بدانيد كه چه موقع پافشاري كنيد و چه موقع دست از پافشاري برداريد. گاهي انسان اشتباه مي كند، ليكن غرورش اجازه نمي دهد آن را بپذيرد در اين وضعيت ، پافشاري قدرت نيست ، بلكه ضعف است.

چهارمين ويژگي، مداومت در بهبود وضعيت

بهبود بخشيدن وضعيت كاري به طور مداوم، يعني آموختن و اين كه شخص هنگام پيشروي به سوي قله، طبق برنامه اي كامل چگونه بياموزد؟ بايد براي آموختن وقت گذاشت. آموختن به سراغ شما نمي آيد. بلكه بايد به آن تحقق بخشيد. راه هاي بسيار زيادي براي آموختن وجود دارد.

پنجمين ويژگي، صداقت و پايبندي به اصول اخلاقي

درستكاري، يعني صداقت، امانت داري، شرافت، عدالت خواهي انصاف و رك گويي. درستكاري مصلحتي وجود ندارد. بكوشيد واقعا" نسبت به آنچه مي گوييد يا فكر مي كنيد و انجام مي دهيد، پابرجا باشيد. مردم رفتار شما را زير نظر دارند و انسان هاي درستكار و متعهد را از كساني كه چندان پابرجا نيستند،تميز مي دهند.

ششمين ويژگي، اول انديشه بعد گفتار

هر سخني دليل دانش و آگاهي نيست. سخني تاثير گذار است كه مناسب و سنجيده انتخاب شود. سكوت نيز تاثير گذار است. گوش كنيد، ببينيد، ارزيابي كنيد و سپس سخن بگوييد.

هفتمين ويژگي، خلاقيت

ساده ترين دستور براي خلاق شدن اين است كه به دقت در رفتار ديگران نگاه كنيد. ببينيد بيشتر مردم در موقعيت هايي كه قرار مي گيرند، چه كارمي كنند، آن گاه آن كار را انجام ندهيد. شما ناخودآگاه از ديگران پيروي مي كنيد و كاري را انجام مي دهيد كه آنان انجام مي دهند. به اين وضع پايان دهيد. خلاقيت خود را به كار گيريد، تازه و نو باشيد و طبق روال معمول عمل نكنيد جلوتر از ديگران قرار بگيريد. برگشت چشمگيري از رويه ي قبلي خود نشان دهيد. اين است چگونگي پيدايش رهبران جديد.

هشتمين ويژگي، فروتني در انظار

فروتني در انظار، به معناي خجالتي بودن، كمتر از اندازه به خود بها دادن، يا به ديگران اجازه چنين كاري را دادن نيست . متواضع بودن در ميان جمع ، پرهيز كردن از رفتار تصنعي فخر فروشي و سخنان پرلاف و گزاف و سرشار از غرور است. مي توانيد به دور از تظاهر به تواضع در قبال موفقيت و قدرت، با برگرداندن توجه از خودتان واشاره به كمك هاي ديگران، خود را به نحوي مطلوب مطرح سازيد.

نهمين ويژگي، سبك داشتن

سبك مطلوب، عبارت از رفتار مناسب در وقت مشخص است. سبك هاي موثر عبارتند از: قاطع بودن و گوش دادن به نظريات گروه.

دهمين ويژگي، شهامت

پائول كوك بنيانگذار شركت ريچيم مي گويد: " با شهامت بودن يعني خطر كردن. ارزش هر شخص به ميزان شهامت اوست. من براي اين كه خودم را آزمايش كنم، كاري را كه بيشتر از همه از آن مي ترسم، انجام مي دهم."شهامت، داشتن روحيه اي است كه شخص برخوردار از آن ، با عزم راسخ و به رغم انتقادها و حمله هاي ديگران، به استقبال خطر مي رود.

يازدهمين ويژگي، شوخ طبعي

شوخ طبعي عامل مهمي در ايجاد ارتباط نزديك با ديگران است. شوخي فاصله ها را از نظر فرهنگي، مقام و ديگر موانع ظاهري كوتاه مي كند. با اشخاصي كه شوخي مي كنيد، پيوند مي خوريد. مردم كساني را كه مي توانند با آنان بخندند ، دوست دارند و سعي مي كنند در كنار آنان بمانند.

دوازدهمين ويژگي، كمي نقش بازي كردن

مديران عالي حق ندارند ناراحتي هاي خود را نشان دهند. آنان بايد در همه ي شرايط راحت به نظر برسند. اين يعني نقش بازي كردن. نيمي از شرط موفقيت يك مدير اين است كه طوري به نظر برسد كه گويي مي داند دارد چه كار مي كند. نيم ديگر، توان انجام دادن وظيفه است.

سيزدهمين ويژگي، جزئي نگري

هر قدر به مراتب بالاتر مديريت برويد، آگاه شدن از جزئيات ، چه جزئياتي كه خود شما ازآنها غافل بوده ايدوچه جزئياتي كه ديگران ناديده مي گيرند، اهميت بيش تري پيدا مي كند .جزء نگربودن به معناي سخت گيري بي مورد نيست .به معناي دقيق بودن وبر عهده گرفتن مسؤوليت كامل اقدامات خوداست .توجه به جزئيات ،دقت شخص را بالا مي برد ودقت باعث مي شود شخص صادق باشد .

چهاردهمين ويژگي، خوب بودن دركار ونيل به رهبري

يك مدير تقريبا كامل ، پيش از هر اقدامي بايد وظيفه اش را با برتري فني انجام دهد.از وظايف مدير است كه با كاركنان خود ارتباط برقراركند وآگاهي هاي لازم رابه آنان بدهد. مدير عالي؛مربي ، مشاوروداور خوبي است .اوبايد منابع وابزارهاي لازم رابراي افرادش مهيا كند تا بتوانند كارشان رابه نحو مطلوب انجام دهند. بايد هدف ها ومقاصد رامشخص كند وانگيزه هاي مناسب رابراي تسهيل درامور فراهم سازد چنين مديري تمايل به رهبري دارد.

پانزدهمين ويژگي ، جنگيدن به خاطر كاركنان

هر مدير بايد كاركنان خود را با رؤياها وبرنامه هاي آينده ي خود آشنا سازد وطوري عمل كند كه آن ها اورا سرمشق خود قرار دهند. براي آن كه اين امر تحقق پيدا كند، به وفاداري نياز است .اگر وفاداري خودرا نسبت به كاركنان خود نشان ندهيد ، چونه مي توانيد درمورد فقدان وفاداري درآنان شكوه كنيد؟ شما همان چيزي راكه مي دهيد، مي گيريد.

شانزدهمين ويژگي ، پذيرش اشتباهات

اگر اشتباهي دركار پيش آمد، آن رابپذيريد.كار رامتوقف واشتباه خود راتصحيح كنيد مهم تر از همه اين كه اشتباه راتكرار نكنيد .از اشتباهات نهراسيد. بكوشيد آن ها را رفع كنيد .اشتباه چيزي جز آموزش ونخستين گام به سوي وضعي بهتر نيست ، اما يك اشتباه رانبايد بيش از يك بار مرتكب شد .اقرار به اشتباه ، خودمبين آن است كه شما امروز خردمند تر از ديروز هستيد .

هفدهمين ويژگي ، صراحت لهجه

مديران موفق حوصله ي كساني راكه حاشيه مي روند، ندارندووقت خود راصرف امور فرعي وحاشيه اي نمي كنند . هرچه قدر مقامتان بالاتر رود، به وقت خودتان ارزش بيشتري مي دهيد. مديران رده ي بالا معمولا رك وصريح ، صادق ورك گو باشيد واز پرداختن به حاشيه ها دوري كنيد.

هجدهمين ويژگي ، مهرباني

مديران كامل كارهايي راتشخيص مي دهند درست هستند، انجام مي دهند، نه كارهايي راكه مورد پسندديگران است .رفتار مديران عالي نشان مي دهدكه مدير مي تواند درعين قاطع بودن ، خوش برخورد نيز باشد .مي توان درعين شهره بودن به صميميت ، هم قوي بود وهم كاري راكه بايد انجام شود،به انجام رساند.با مهربان بودن مي توان موفق بود.

نوزدهمين ويژگي ، كنجكاوي

براي موفق بودن دركارها بايد پرسيدن راآغاز كنيد.به پاسخ هايي كه دريافت مي كنيد، واقعا گوش دهيد.چنانچه روزي دست از تفحص برداريد، جريان رشد خود رامتوقف كرده ايد.

بيستمين ويژگي ، رقابت

رقابت براي رشد فردي وحرفه اي شما لازم است ومهارت هاي شما راتقويت وتشديد مي كند ، درهر وضعيتي كه قرار مي گيريد، براي پيروزي آسان دعا نكنيد .از موفقيت ، به ويژه اگر آسان به دست آيد ، درس زيادي نمي آموزيد.از نبرد درس مي گيريد.اهل رقابت بودن به طور مؤثر به شما نشاط شغلي پايدار مي بخشد.